asmanaslani1348

سلام... بعد چند سال 

moonriver85

این داستان را که بخوانی، قدر سلامتی‌ات را می‌دانی
          و می‌فهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری…
          هه‌ری دختری‌ست که پشت شیشه‌های بیمارستان زندانی شده.
          از کودکی تا نوجوانی، زندگی‌اش در راهروهای سفید و اتاق‌های سرد گذشته؛
          جایی که در آن بزرگ شده و هم‌زمان با بیماری‌اش جنگیده است.
          او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛
          بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز می‌شود
          و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل می‌کند.
          هر روز، نیمه‌جان روی تخت دراز می‌کشد؛
          سرم در دست،
          و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجره‌هاست.
          هه‌ری به هم‌سن‌وسال‌هایش حسادت می‌کند،
          به مردمی که آن‌سوی شیشه‌ها
          زندگی عادی و نرمالی دارند؛
          همان چیزی که او هرگز نداشته
          و هر روز آرزویش را کرده است.
          هر صبح که بیدار می‌شود،
          به خودش قول می‌دهد این‌بار درمان را جدی‌تر بگیرد،
          قوی‌تر باشد
          و از این بیمارستان لعنتی رها شود.
          اما آیا…
          روز آزادی،
          واقعاً قرار است از راه برسد؟
          https://www.wattpad.com/story/405620402?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

moonriver85

داستان درمورد یه روانشناس درمانگر به اسم پارک سوجینه که حیطه ی کاریش درمان روان آشفته ی آدم ها و خوب کردن حالشونه...
          اما سوجین توی این داستان فراز و نشیب های زیادی رو تجربه می‌کنه 
          که حتی خودش رو هم که یه روانشناسه رو دچار افسردگی و اختلالات مختلف میکنه
          که بهش نشون میده روانشناسی رشته ایه که فقط از دور بدون دردسر و بی‌نقص به نظر میرسه 
          و از نزدیک،بسیار سخت و دشوار و پیچیده هست 
          اگه به رشته ی روانشناسی و فکت های اون و اختلالات مختلف علاقه داری،حتما این داستان رو از دست نده..!
          https://www.wattpad.com/story/405198101?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

AfraBehfar

آره آب هندونه بیار. دو تا لیوانم میخوام:)

AfraBehfar

@asmanaslani1348 
            نه دیگه جا ندارم میترکم! 
            *موچ کردنت
            مرسی!
Reply

asmanaslani1348

@Purple_Whisky ‌فدات شممممممم 
            نوش جونتتتتتتت 
            بازم درست کنم؟؟؟؟؟؟
Reply

ItsNGB

سلام :)
          امیدوارم حالت خوب باشه♡
          من تازه دو هفته ست که شروع به پابلیش بوکم کردم
          بچه م هنوز خیلی کوشولوعه :")
          خیلی خوشحال میشم اگه بهش یه سری بزنی
          
          
          https://www.wattpad.com/story/314850502?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=ItsNGB&wp_originator=%2FAe%2FED7BYyK8Lyl9hz0HE62GXroD9T6gp7IOZ2zsk39P%2FjQuX0WWNtN7MFSyXx80w5af1XEVTt6uQ3eO2%2Bm35AMxpBfBoMrtFywMmhjIVBHSllEFl1fAbyTDamtMuLYE
          
          

_nana_army_

Ko_jam18

bts0phile

https://www.wattpad.com/story/306941500?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=P_Harin&wp_originator=4e5oWvVtNNCQ873%2BZrPiaL1WwLUbA9HgbMZzWe%2Fh8d8i7TTB6KzHi%2FX9fftGFTA5OHBk79V%2BnZBd8BcJ4bl3pFKahxaVtoGQ6NMKz%2B4tpVozscjikonRcQiWQanfg88G
          
           سلااااام
          
          اگه دوست داری یه فیکشن متفاوت بخونی،  خوشحال میشم که نگاهت رو به CRIME SCENE DO NOT CROSS بسپاری ~~~ 
          
           مرررسیی (نقطه)
          

asmanaslani1348

@P_Harin حتما سر میزنم لاو
Reply

clo_bw

 ریپلایتو زیر پست ویسان خوندم....
          تو خیلی قویی
          من به عنوان یه هم نوع بهت افتخار میکنم:)♡

clo_bw

@min_bw 
            هورااااا دوست جدید^^♡
Reply

asmanaslani1348

@min_bw زیادی خوب نباش 
            از الان دوستمی 
            پی وی منتظرتم لاولی 
Reply

clo_bw

@min_bw 
            عزیزم بنظرم ادمی که بتونه عقایدشو برای کسایی که حتی نمیدونه چجور ادمایین بیان کنه قابل احترامه
            
            و بله چرا که نه منم دوست دارم باهات دوست بشم
            
            مرسی که بهم ارزش دادی و صحبتام رو خوندی این نشون میده که ادم ارزش مندی هستی:)♡
Reply

vkookiot7

خلاصه :
          جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!!
          از نظر خودش خدای بدشانسیه . طی اتفاقاتی خانوادش اونو طرد میکنن .
          اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه"بشه!!!
          ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه :
          ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛
          این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.https://www.wattpad.com/story/302954238?utm_source=android&utm_medium=whatsapp&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=vkookiot7&wp_originator=d1ERCw4W6hOEGcaR3iE%2FHl3tyeRGFFxgRquA0JGstzqWKNhrWHWflD5F2lIR5W66WUvGZp8wMZSLVfnDs90ukZ4rJCVGkB6uJQpNkZvY6192%2Bq%2ByFlvsdm%2B3igtbdR8s
           سلام لاو
          ما تازه شروع به نوشتن این بوک کردیم و از حمایتت بینهایت ممنونیم!
          سناریو خیلی جذابی داره و روش خیلی کار شده.
          مطمئنم که از خوندنش پشیمون نمیشی!
          یه سر بهش بزن امیدوارم لذت ببری

asmanaslani1348

@vkookiot7 سر میزنم قشنگم♡
Reply