echoes_of_luna

شش سایه هر کدام با زخمی متفاوت
          ●سایه‌ای خسته از بوی خون و تاریکی‌ای که درحال بلعیدن روحش بود
          ●سایه‌ای گرفتار شده میان تهدید دیگران و اجبار عشق
          ●سایه‌ای با قلبی محصور شده از یخ
          ●سایه‌ای با دلی سنگین از بار گناهی که هرگز مرتکب نشده بود 
          ●سایه‌ای گم شده میان خاطرات تلخ و شیرینی که تنها همدم تنهایی‌اش بودند
          ●سایه‌ای که مرده که هنوز در دل تاریکی نفس می‌کشید به یاد کسی که دیگر در آغوشش نبود
           《زخم‌ها، سکوت‌ها و طوفان احساسات آن‌ها، دنیایی ساخته که عشق، درد، امید و گناه در هم تنیده‌اند.》
          و حالا، تنها یک انتخاب باقی مانده: 
          آیا جرئت داری وارد دنیایشان شوی و هر کدام را همان‌طور که هستند ببینی؟
          
          https://www.wattpad.com/story/404365334?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=blueheartra 

saharansari1381

سلام سویتی اگر سون سام دوست داری خوشحال میشم ب بوکم سر بزنی و نظرتو رو راجبش بگی 
          ب ووت های کمش توجه نکن مطمئنم داستان متفاوتش تورو جذب میکنه
          
          
          
          https://www.wattpad.com/story/371939942?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=saharansari1381

Evil_Queens3

از یک چیز مطمئنم؛ شاید اسمش رو بذاری خود شیفتگی، اما من فقط برای مهارت های خودم و وقت شما ارزش قائلم. میدونم بچم قراره دلت رو ببره پس بهش سر بزن. دیدن اسم اکانتت توی جمعمون خوشحالم میکنه. بعد از خوندن این فیک حس های زیادی سراغت میاد اما قطعا پشیمونی یکی از اونا نیست!
          I think you'd like this story: " " by Evil_Queens3 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/373528674?utm_source=android&utm_medium=org.thunderdog.challegram&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Evil_Queens3