خلاصه که اره
به گوه خوری هایی افتادم توی این دو هفته بعد کنکورم
ولی در اخر من انیجامممممم
میخوام براتون کلییییی اکلیل بنویسم
پس کلییییی بهم انرژی بدین که برگردم به نوشتن❤️
های هایییییی
وای نمیدونین چی شده بود
من کنکورم رو دادم و اینا
بعدش یه دعوای فاکینگ بزرگ خانوادگی و اینا حالا
بعدش خواستم بیام واتپد ببینم چه خبرا
واتپد منو انداخته بود بیرون
بعد از کلیییی تلاششششش
برگشتم پیشتونننننن❤️
های های
چطورین؟
بعد ماه ها واتپد رو باز کردم
و یه هویی دیدم از ۲۶ تا فالوور رسیدم به ۹۷ تا
خب تنکیوووووووو به فالود های جدید و خوشامد میگم
بچه های قدیم هم مرسی که هنوز هستین♡
اره دیگه
در اوج تب و بدن دردم الان، ۱ هفته به آخرین امتحانات مدرسه زندگیم مونده و من مثل سگ مریض شدم
یعنی امسال تا جا داشت سرماخوردم، ویروسی بودن همش، آنفولانزا، غدای فاسد و مسمومیت و....
اره خلاصه سال پر باری بود
امیدوارم زود تر تموم بشه، خوب تموم بشه، دلم برای به مولا گفتن های هوجین و ردی بازی های سپ و جذابین های کوجین تنگ شده
این که خیلی وقته پارت اپ نکردم دلیل داره!
نههههههههه نههه کنکورم بره توی کوچه چون واقعا دلیل اصلی نیس
من به یه مشکل بزرگ توی رابطه هوجین و اتزیو بر خوردم!
هوجین رو نمیدونم چطوری بفرستم پی زندگیش، واقعا سخته هااااا
واسه همه تصمیم گرفتم و اوکیه، خودم رو دست خودم موندم ولی
اره خلاصه، یکم دیگه صبر کنین، چون خیلی دارم فکر میکنم با اتوجین (اسم شیپ اتزیو و هوجین ) چیکار کنم و بالاخره درستش میکنم و مینویسم و باز با کلی غلط املایی میام پیشتون
و اصلا نگران نباشین، من واسه این داستان جون میدم، امکان نداره ولش کنم❤️
مرسی که خوندین و باهامین
اگه کسی اینجا خودش رایتر باشه میفهمه چی میگم، با این که رابطمون مجازیه اما خدایی این که از ایدم و داستانم استقبال کردین واقعا برام ارزش منده
مراقب خودتون باشین، امتحانا رو به خوبی رد میکنیم و در اخر خودمون برای خودمون این جمله رو رقم میزنیم:
به خوبی و خوشی زندگی کردم!❤️❤️