a_z_tah_yna_ Jul 31, 2025 Report CommentLink to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal سلام ممنون میشم به فیکم سر بزنی و اگه دوست داشتی فالوم کنی خیلی بهم کمک میکنه https://www.wattpad.com/story/373587711 ?utm_source=android&utm_medium=link &utm_content=story_info&wp_page=story _details_button&wp_uname=a_z_tah_yna_ (●^o^●)❤️ View 0 more replies
firoo_sunshine Dec 11, 2024 Report CommentLink to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal خلاصه ی فیکشن: من جنی شاهدخت هفتم گوریو، مادرم یه گیسانگ از سلسله ی هانه... اون صیغه ی مورد علاقه ی پادشاهه اما منو برادر تنیم مجبور بودیم واژه ی نامشروع رو تمام عمر با خودمون بکشیم! برای فرار از ازدواج با پسر عموم به سرزمینهان رفتم و اونجا با شاهزاده های هان آشنا شدم... https://www.wattpad.com/story/376207159?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=firoo_sunshine View 0 more replies
Firooze2002 Apr 24, 2024 Report CommentLink to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal سلام دوست داشتی خلاصهاشو بخون>> همه چیز از جایی شروع شد که امپراطور، کسی که باید پدر صداش میزدم، تصمیم گرفت صیغهی پسرعموی اولم بشم! من جنی، شاهدخت هفتم گوریو، مادرم یه گیسانگ از سرزمین هانه! اون صیغهی مورد علاقهی امپراطوره و منو برادر تنیم مجبور بودیم واژهی نامشروع رو تموم عمر با خودمون بکشیم! برای فرار از ازدواج اجباری به سرزمین هان پناه بردم تا برادرمو پیدا کنم! اما اونجا درگیر دو شاهزادهی هان، تهیونگ و سهون شدم! https://www.wattpad.com/story/366062796?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Firooze2002 View 0 more replies
fafaexo_12 May 30, 2023 Report CommentLink to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal "اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم و سومین گناه.... نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم گناهم این است "تسلیم شدن" گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده" https://www.wattpad.com/story/310328990?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=fafaexo_12&wp_originator=n3a7IfcLKXfTOA2PAQgWjeS7LIrN%2FYopnSlP4SpNoE0HnH6vx%2FB9u50t3eBx4jFLBkapKRanswqcQKXvzRB8ZrLS%2FXRxPicPC2ln81l6jxkyC4KMY0Y8FLxv%2FDkvT2Wn دوست داشتی یه سر بهش بزن شاید خوشت اومد و ادامه دادی به خوندنش View 0 more replies