blouten

های به همگی! *پاک کردن گرد و خاک* خوبید؟ احتمالا توی این شرایط سوال خوبی نباشه، ولی بازم امیدوارم حالتون خوب باشه! توی این دورانی که نت نبود، آنقدر دلم واسه اینجا تنگ شده بود که حالا وصل شده تا میتونم هی میام سر میزنم:(
          	از طرفی خیلی ناراحتم که لاو می پلیز نصفه نیمه مونده… حتی مطمئن نیستم شما این متن رو ببینید و بخونید، چه برسه به اینکه اون فف رو یادتون باشه *گریه*
          	این مدت نشستم هر چی ترجمه کرده بودم، خوندم؛ چه دورانی بود یادش بخیر کاش هیچوقت ازش عبور نمیکردیم…
          	دلم برای همه‌تون تنگ شده، شاید باور نکنید…
          	دائما هم یادم میره که دیگه لیام بین‌مون نیست! هیچوقت هم قرار نیست نبودش رو باور کنم… در خیال من اون هنوز زنده‌ست… *گریه*
          	اگر تا اینجا خوندید، اینم بدونید که کلی ایده و فکر راجع به لاو می پلیز به ذهنم رسیده و حتی نوشتم! باورتون میشه؟ کاملا خط داستانی‌اش تا پایان رو تصور کردم و تا حدودی نوشتم!!! فقط کافیه کاملش کنم! زمان میبره، اما ناامیدتون نمیکنم! تنها چیزی که میتونه کارهای من رو نصفه نیمه روی زمین ول کنه، مرگه و بس! پس منتظرش باشید:)
          	بازم میگم خیلییی دلم برای اینجا و شما تنگ شده:)
          	آنقدر دلم می‌خواد باز براتون دست به ترجمه بشم:)
          	و اگر این متنو خوندید، حتما یه پیام برام بذارید (حتی شده نقطه خالی) تا بدونم من اینجا تنها نیستم^^ وای واقعا تپش قلبم تشدید شد!
          	دوست داشتین بیاین باهام حرف بزنین حتما:>>> بای3>

blouten

@world_infinity5 :( واییی منم! دقیقا! آنقدر ناراحتم که اینجا سوت و کور شده و دیگه کمتر کسی اصلا واندی رو دنبال میکنه چه برسه به لری شیپر بودن:) جوری بنظر میاد انگار همه اون دوران یه خواب شیرین بوده و رفته…
Reply

world_infinity5

چقدر خوشحال شدم با این پیامت.
          	  دلم برای اون دوره ی فندوم و آدماش تنگ شده بود :)
Reply

blouten

های به همگی! *پاک کردن گرد و خاک* خوبید؟ احتمالا توی این شرایط سوال خوبی نباشه، ولی بازم امیدوارم حالتون خوب باشه! توی این دورانی که نت نبود، آنقدر دلم واسه اینجا تنگ شده بود که حالا وصل شده تا میتونم هی میام سر میزنم:(
          از طرفی خیلی ناراحتم که لاو می پلیز نصفه نیمه مونده… حتی مطمئن نیستم شما این متن رو ببینید و بخونید، چه برسه به اینکه اون فف رو یادتون باشه *گریه*
          این مدت نشستم هر چی ترجمه کرده بودم، خوندم؛ چه دورانی بود یادش بخیر کاش هیچوقت ازش عبور نمیکردیم…
          دلم برای همه‌تون تنگ شده، شاید باور نکنید…
          دائما هم یادم میره که دیگه لیام بین‌مون نیست! هیچوقت هم قرار نیست نبودش رو باور کنم… در خیال من اون هنوز زنده‌ست… *گریه*
          اگر تا اینجا خوندید، اینم بدونید که کلی ایده و فکر راجع به لاو می پلیز به ذهنم رسیده و حتی نوشتم! باورتون میشه؟ کاملا خط داستانی‌اش تا پایان رو تصور کردم و تا حدودی نوشتم!!! فقط کافیه کاملش کنم! زمان میبره، اما ناامیدتون نمیکنم! تنها چیزی که میتونه کارهای من رو نصفه نیمه روی زمین ول کنه، مرگه و بس! پس منتظرش باشید:)
          بازم میگم خیلییی دلم برای اینجا و شما تنگ شده:)
          آنقدر دلم می‌خواد باز براتون دست به ترجمه بشم:)
          و اگر این متنو خوندید، حتما یه پیام برام بذارید (حتی شده نقطه خالی) تا بدونم من اینجا تنها نیستم^^ وای واقعا تپش قلبم تشدید شد!
          دوست داشتین بیاین باهام حرف بزنین حتما:>>> بای3>

blouten

@world_infinity5 :( واییی منم! دقیقا! آنقدر ناراحتم که اینجا سوت و کور شده و دیگه کمتر کسی اصلا واندی رو دنبال میکنه چه برسه به لری شیپر بودن:) جوری بنظر میاد انگار همه اون دوران یه خواب شیرین بوده و رفته…
Reply

world_infinity5

چقدر خوشحال شدم با این پیامت.
            دلم برای اون دوره ی فندوم و آدماش تنگ شده بود :)
Reply

thisusernamistakenis

" You took my bullet " Ava mumbles with wide eyes and lips full of pallor. 
          
          " I don't like to owe anything. Just evened the score " Roccon softly says with a chuckle as their sights lock for a second.
          
          - 
          
          The novel " Bulletproof Couple " is now available on Wattpad! 
          
          Genres:
          
          - Teen Fiction 
          - Humor 
          - Romance
          - Action
          - Thriller
          
          -
          
          HOPE YOU VISIT IT !
          
          https://www.wattpad.com/story/392254549?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=thisusernamistakenis

theirgirlxx