Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
رسما بعد از این دو خط تونستم بنویسم جوگیر شدم و اومدم اعلام حضور کنم.Lihat semua Percakapan
Cerita oleh blue_bearry
- 4 Cerita Terpublikasi
symphony of time ×hunho×
997
325
7
سهون یه تعمیر کار وسایل آنتیک و عتیقه ست که زندگی خیلی ساکت و دور از شلوغی و تجملات داره. دوستاش اون رو مثل پ...
the truth untold ×namjin×
3.5K
556
12
من حرف نمیزنم! می نویسم!
احساساتم، حرفام، غم ها و شادی هام، همگی به شکل کلماتی درمیان که هیچوقت قرار نیست به...
letters {hunho}
45
14
1
هروقت احساس ناراحتی و تنهایی میکردم تو در آغوشم میگرفتی و آرومم میکردی.
اما حالا که نیستی برات مینویسم. از تم...