قصة بقلم burned_town
- 1 قصة منشورة
𝕱𝖆𝖑𝖑𝖊𝖓." فرو افتاده"
420
55
4
_تو...تو گولمون زدی!تو یه هیولایی!
پسر به زیبایی خندید.
_هاه؟ هیولا؟..پس "الهه ی فرو افتاده از بهشت"...