byshay

الان یه پیامی خوندم. یه ایده به ذهنم رسید.
          	
          	من قبل از این اکانت هم داستان می‌نوشتم ولی همشو برای خودم نگه می‌داشتم و فقط برای دوستام میفرستادم تا از اونا بازخورد بگیرم. (چون قبلا از این آدمای وسواسی بودم که کمال‌گرایی و ترس از بازخورد منفی جلوشون رو میگرفت. الان نمیدونم چی شد یه دفعه، ولی خدا رو شکر خیلی وقته اینجوری نیستم) 
          	
          	الان به ذهنم رسید موافقید همه رو به کاپلای اسکیز برگردونم؟!
          	قول می‌دید حمایت کنید؟! 
          	
          	چون همین بازگردانی هم زمان میبره، آداپته کردن شخصیت‌ها، و اینکه بیشترشون bxb نيست و gxb هست، پس یه جاهاییش شاید باید کلا دوباره نوشته بشه :) 
          	

byshay

الان یه پیامی خوندم. یه ایده به ذهنم رسید.
          
          من قبل از این اکانت هم داستان می‌نوشتم ولی همشو برای خودم نگه می‌داشتم و فقط برای دوستام میفرستادم تا از اونا بازخورد بگیرم. (چون قبلا از این آدمای وسواسی بودم که کمال‌گرایی و ترس از بازخورد منفی جلوشون رو میگرفت. الان نمیدونم چی شد یه دفعه، ولی خدا رو شکر خیلی وقته اینجوری نیستم) 
          
          الان به ذهنم رسید موافقید همه رو به کاپلای اسکیز برگردونم؟!
          قول می‌دید حمایت کنید؟! 
          
          چون همین بازگردانی هم زمان میبره، آداپته کردن شخصیت‌ها، و اینکه بیشترشون bxb نيست و gxb هست، پس یه جاهاییش شاید باید کلا دوباره نوشته بشه :) 
          

byshay

یک فکت تلخ اما واقعی:
          نوشتن پروپوزال مزخرف‌ترین اتفاق دوره‌ی ارشده. اونم وقتی تمرکز نداری و ذهنت همش دنبال راه فراره.
          شاید باورتون نشه ولی حتی بدتر از خود پایان‌نامه
          
          از من به دانشجوهای جوون‌تر نصیحت:
          موقع انتخاب موضوع پایان‌نامه‌، از اون فاز "من می‌خوام مرزهای علم رو جابجا کنم" بیاین پایین لطفا چون به خاک فنا میرید و مجبور میشید آخرش وسط کار موضوعتون رو عوض کنید. یه موضوع ساده انتخاب کنید و سریع بزنید تو دهنش تموم بشه بره.
          
          متاسفانه هیچ کس قرار نیست پایان‌نامه ارشدتون رو به عنوان شاهکار قرن بخونه ^_^