به من بنويس كه مى دانى اين سكوت و ابتذال، زاييده ی زندگی در اين زندانى است كه مال ما نيست، كه خانه ی ما نیست ،كه شايسته ی ما نيست.
به من بنويس كه توهم در انتظار سحرى هستى كه پرنده ی عشق ما در آن آواز خواهد خواند.
به من بنويس كه مى دانى اين سكوت و ابتذال، زاييده ی زندگی در اين زندانى است كه مال ما نيست، كه خانه ی ما نیست ،كه شايسته ی ما نيست.
به من بنويس كه توهم در انتظار سحرى هستى كه پرنده ی عشق ما در آن آواز خواهد خواند.