dahyonaaa

شاید بگید که چرا من ووجین (عضو سابق استری کیدز) رو نیوردم تو فیک
          	چونکه وقتی که از گروه رفتو نمیخواستم بگم 
          	اما من از تههه قلبم دلم برای جمع های نه نفرشون تنگ شده
          	و چرا نمیخواستم بگم؟ چونکه عین سگ موقعه ی نوشتنش گریم میگیره و نمیخوام برایه شماها غمگین باشه

MinM88

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

dahyonaaa

شاید بگید که چرا من ووجین (عضو سابق استری کیدز) رو نیوردم تو فیک
          چونکه وقتی که از گروه رفتو نمیخواستم بگم 
          اما من از تههه قلبم دلم برای جمع های نه نفرشون تنگ شده
          و چرا نمیخواستم بگم؟ چونکه عین سگ موقعه ی نوشتنش گریم میگیره و نمیخوام برایه شماها غمگین باشه

saimon505

dahyonaaa

@NikiKaia شوخی میکنی؟ من این بوک رو میخونم کیوت
Contestar