deniz_ql

سلام فندق ها. بعد مدتها بازم من.
          	فیک جدید و یونمین دارم اپ می‌کنم و خوشحال می‌شم اگه حمایتش کنیدهیچی دیگه همین. روز خوبی داشته باشید=)

Theaurrora

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

starAneh

سلام قشنگم.★ 
          ببخشید بی اجازه پیام میذارم:(
          این اولین فیکی هستش که مینویسم و 
          خوشحال میشم که یه نگاهی بهش بندازی^^
          کی میدونه؟ شاید خوشت اومد و خوندیش‌.
          مطمئنم پشیمون نمیشی و اگه خواستی به دوستات هم معرفیش کن.★
          https://www.wattpad.com/story/395934782?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=starAneh

deniz_ql

سلام فندق ها. بعد مدتها بازم من.
          فیک جدید و یونمین دارم اپ می‌کنم و خوشحال می‌شم اگه حمایتش کنیدهیچی دیگه همین. روز خوبی داشته باشید=)

Pickiana

سلام...یه بوک از تیام داشتی به اسم سکرت...بعد مدت ها واتپد نصب کردم که بیام بخونمش، اومدم کلی گشتم و نتونستم پیداش کنم...پاکش کردی؟! :)