deobipop

بالاخره بعد از یه مدت طولانی، پارت جدید :)
          	https://www.wattpad.com/story/375967438

deobipop

@ixArio میدونم ببخشید  ممنون که منتظر موندی
Reply

ixArio

فسیل شدیم بخداااا
Reply

ixArio

@deobipop خاکبهسرم کجا بودییییㅠㅠ
Reply

Aurewrite

یونجون برای بار هزارم بومگیوی غم زده ای که کنارش نشسته بود و به ستاره های درخشان خیره شده بود و زانوهاش رو بغل کرده بود رو از نظر گذروند.
          درسته دلیل غمگین بودن و ترس بومگیو کوچولوی کنارش قاتلی ناشناخته بود که درست شب های دوشنبه ی هر هفته یه دانش آموز از دبیرستان دونگچئونشون رو به قتل میرسوند و با ردی از خون کف دست مقتول هارو رو با جمله ی (انسان هایی مثل شما حق زندگی کردن ندارن) تزئین می کرد.
          هیچکس جز خود قاتل عوضیش خبری از دلیل این قتل ها نداشت و ممکن بود هدف بعدی قاتل یکی از همین دونفر یا یکی از بقیه ی دانش آموز ها می بود..... https://www.wattpad.com/story/413260885?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_reading&wp_page=reading_part_end&wp_uname=Aurewrite

deobipop

بالاخره بعد از یه مدت طولانی، پارت جدید :)
          https://www.wattpad.com/story/375967438

deobipop

@ixArio میدونم ببخشید  ممنون که منتظر موندی
Reply

ixArio

فسیل شدیم بخداااا
Reply

ixArio

@deobipop خاکبهسرم کجا بودییییㅠㅠ
Reply

nooorooomi

https://www.wattpad.com/story/391407729?utm_source=android&utm_medium=app.rbmain.a&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Nazillll14265689788
          سلام عزیزم
          داستانی که خواننده نداره فقط یک ضربه داخل دیواره که آخر دست خود نویسنده درد میگیره مگه نه؟
          پس میشه بیای بخونیش؟
          قول میدم باعث پشیمونی ت نشم❤️