منم هنوز نور آخر تونل رو نمیبینم لیام. تو میبینیش؟
منم نمیدونم چطور کسی رو فراموش کنم که خاطرههای زیادی برای به یاد آوردن بهم داده...
لیام منم اونقدر دوستت دارم که ازت متنفرم چون نمیتونم جایگزینت کنم.
تو فقط توی خاطرات من نبودی، من تا لحظهی آخر بهت وصل بودم.
و من هرگز باهات خداحافظی نمیکنم چون هرگز نمیتونم باورش کنم.
کاری متفاوت از اِمیلیا
جئون جونگکوکی که به طرز وحشیانه، خانوادهاش جلوی چشمهاش به قتل میرسن حالا اون به عنوان افسر جئون بازگشته تا انتقام خانوادهاش رو بگیره باید افسار تموم آدمهایی که در گذشته بهش آسیب رسوندن رو در مشتش بگیره.
قافل از اینکه قاضی خبره و زبردست کیم تهیونگ، با رشوه توی تمامی دادگاههاش برنده میشه. پشت پردهی قاضی کیم چه خبره؟
آیا جئون جونگکوک میتونه انقام خانوادهاش رو بگیر؟ چه خیانتهای بزرگی این وسط اتفاق میوفته؟
با "پژواکهای قصاص" همراه باشید تا پاسخی برای این سوالات پیدا کنید.
به زودی...
https://www.wattpad.com/story/364820857?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=EmilAmour