dibaphg

در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود.
          	در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود.
          	
          	کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛
          	داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.
          	
          	
          	Name: Cosmarina
          	Couple: Vkook, Secret
          	Genre: Historical, Romance, Smut, Mystery
          	Writer: @CometStarOcea
          	
          	
          	برشی از متن: 
          	“بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟
          	
          	پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ 
          	
          	-هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ 
          	+به دست آوردنِ قلبت. 
          	-قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! 
          	+فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.”
          	
          	وضعیت فیکشن: فول.
          	همراهمون باشید تا این عاشقانه‌ی پرهیاهو رو همراه هم به تجربه بنشینیم.
          	
          	https://www.wattpad.com/story/408278697?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=dibaphg

dibaphg

در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود.
          در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود.
          
          کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛
          داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.
          
          
          Name: Cosmarina
          Couple: Vkook, Secret
          Genre: Historical, Romance, Smut, Mystery
          Writer: @CometStarOcea
          
          
          برشی از متن: 
          “بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟
          
          پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ 
          
          -هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ 
          +به دست آوردنِ قلبت. 
          -قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! 
          +فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.”
          
          وضعیت فیکشن: فول.
          همراهمون باشید تا این عاشقانه‌ی پرهیاهو رو همراه هم به تجربه بنشینیم.
          
          https://www.wattpad.com/story/408278697?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=dibaphg

dibaphg

-به ما میگن فرشته، خیلیا فکر میکنن ما جون آدما رو میگیریم ولی درواقع با سلاخی کردنتون روحتون رو پاک میکنیم. حالا قبل از این که روحتو پاک کنم بگو، منو میشناسی کیم؟
          -بهتر از خودت جونگکوک 
          چاقوی جیبی‌اش را درآورد و به سرعت به سمت پسر حاضر هجوم برد با یک ضربه کاری، به بازی مسخره‌ای که راه انداخته بود پایان داد و تهیونگ در خون خود غلتید...
          
          _
          جئون جونگکوک، قاتل نامبروان مرکز زیرزمینی مخفی، که حافظه‌اش پاک شده و خبری از دنیای بیرون نداره، مامور میشه تا معشوقه خودش رو که از یاد برده بکشه
          اما آیا این تمام ماجراست؟
          
          نویسنده: Pooraan
          ژانر: هیجان‌انگیز، دلهره‌آور، اسمات، تاریک
          کاپل‌ها: ویکوک، یونمین، جینام
          
          اولین فیکشن با کاپل فرعی جینام
          
          برای خوندن این عاشقانه سیاه در حال آپ، به جمع ما بپیوندید.
          
          https://www.wattpad.com/story/406013458?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=pooraan2000

dibaphg

«+شدم اون سیاره‌ی بی‌نام و نشونی که از مدار خارجه اما هنوز  دور خورشید چشم‌هات می‌چرخه. 
          
          -پلوتون.
          
          +نه کمیسر، از پلوتون دورترم... اون‌قدر دور که شاید اِریس باشم! اِریسی که دوره اما بی‌وقفه دور خورشیدش می‌گرده.
          
          -خورشید؟ نه!... من و به چیزی تشبیه کن که از تو به خودت نزدیک‌تر باشه.»
          
          در هزارتوی پرونده‌ی سیاسیِ دولت کره‌ی جنوبی، کمیسر کیم با اسمی آشنا روبه‌رو میشه... 
          کِین... 
          مردی که توی گذشته‌اش دفن شده بود و حالا انگار قرار بود دوباره از میونِ غم‌های کمیسر، جوونه بزنه.... جوونه‌ای پوسیده! 
          اما کمیسر کیم مسبب تموم مرگ‌هایی که تجربه کرده بود رو می‌بخشید؟ 
          و کِین... از زخم‌هایی که قرار بود به تنش بشینه باخبر بود؟
          
          
          Name:Hazy - مه‌آلود
          Couple:vkook  
          Genre: romance, action, smut
          
          فصل یک فول شده و اواخر فصل دومشه...
          
          https://www.wattpad.com/story/402780864?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=library&wp_uname=baloot0203

dibaphg

     ‌ ‌
          
          'زیر یک سقف'
          
          «تا وقتی من زنده‌ام، تو اشکاتو تنهایی نمی‌ریزی.»
          همین جمله بود که همیشه سرپا نگهش می‌داشت
          ولی چی میشه اگه یه روز تنها پناهش ولش کنه...؟؟
          تنها بمونه؟
          دردی که به قلبش رخنه می‌کنه چی؟
          اون لحظه که هیونگش عشق رو احساس میکنه هنوز فرصتی برای ساختنش هست...؟؟
          ___
          
          نیپل جونگکوک رو بین انگشت‌هاش گرفت و آروم کشید.
          لب‌هایی که هنوز از بوسه‌های چند دقیقه‌ی پیش گرم و متورم بودن، نزدیک لاله‌ی گوشِ جونگکوک موندن.
          نفسش رو آهسته فوت کرد
          باعث شد جونگکوک لرزی بکنه..
          یه بوسه‌ی کوتاه، بعد یه زمزمه‌ی خفه و آروم:
          _جونگکوکا… فردا هم همین‌جوری نگاهم کن، اوم؟
          یه بوسه‌ی دیگه
          _جونگکوکا… جونگکوکا… قول بده.
          صدایی که از گلوی جونگکوک بیرون اومد، بیشتر شبیه التماس بود تا جواب:
          _هیونگ
          
          「 ✎ Writer: Mahla 」
          
           「  Genre: 
          ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Romance • Drama
          ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Angst • Smut
          ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Slow Burn 」
          
           ‌ ‌ 「 ⛓ Couple: TaeKook 」
          
           ‌​ Channel telegram: @MelaXfic_vkook
          
          I think you'd like this story: "Under One Roof" by Mahlaxkhosravi on Wattpad https://www.wattpad.com/story/405799591?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Mahlaxkhosravi

HaniRahmanpoor

عام عزیزم چجوری میتونی کمکم کنی حمایت شم؟
          یه فیک خیلی عالی دارم مینویسم بدون هیچ گونه مشکلی ولی هر پارت بازدید میخوره اما هیچ ووتی نمیگیره خواستم بگم اجازه دارم حمایتت رو توی مسیج بوردت داشته باشم؟

Willi13945

سلام، لاو. 
          ببخشید که بی‌اجازه اینجا پیام می‌ذارم. دوستم تازه بوک‌زده و به‌حمایت نیاز داره، اگه به بوک‌هایی که پر از فیک‌چت‌های طولانی و کوچولو موچولو با ژانرهای سوییت و فلاف و کلی ژانرِ قشنگه دیگه علاقه‌داری، یه‌سر بهش بزن.فکر نکنم پشیمونت کنه^^
          
          
          https://www.wattpad.com/story/402084858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Willi13945