dreamchocolate85
دو فصل آخر 《دریاچه ی نور》 رو با گوش دادن آهنگ انصاف نیست از سهیل مهرزادگان نوشتم. حالا روش قفلی زدم. با شنیدن این آهنگ یاد نیلی و آراکو می افتم. حالا هم که دارم از ماهی و شاهین می نویسم باز هم هی دستم میره به جای ماهی بنویسم "نیلماه". اصلا هنوز نمی تونم قبول کنم همه چیز تموم شده. انگار هنوز هم اون ها هستند. البته که هنوز تموم نشدند. یک فصل از زندگی اون ها نوشته شده ولی چند وقت مونده تا رقم خوردنش. می خواستم فقط این حرف ها رو ثبت کنم یک جایی.
باید ببینیم داستان شاهین و ماهی چه طور پیش میره. همون طور که تا الان حتما متوجه شدید، داستان با حروف الفبا پیش میره. در نتیجه ۳۲ فصل خواهیم داشت که تا الان دو تاشون نوشته شدند. دوست دار شما اِلی♡
dreamchocolate85
@ dreamchocolate85 رو پژمان کراش زدم رفت! اصلا نمی دونم چرا هر چی بیشتر ازش می نویسم بیشتر تایپم میشه؟ لامصب اول داستان شخصیت فرعی بود اما الان همش دلم می خواد بگم بیا تو صحنه گورِ بابای شاهین! )ببخشید شاهین (
•
Reply
dreamchocolate85
@ dreamchocolate85 البته که تا اینجای داستان رو پژمان عزیز کراش زدم و از مجید بدم میاد. حالا یکی نمیگه احمق اینا رو خودت خلق کردی، دیگه چرا بدت میاد؟
•
Reply