evie_TM
داستانی که راجع به فروپاشی انسانیت و رویاهای یه خلبان بود، دو بار به همون فاجعه برخورد و متوقف شد. البته من متوقف نمیشم و متوقفش نمیکنم. مینویسمش تا هر کی که لازم داره بشنوه داستانش رو. اما برای احترام به سوگی که داریم، برای حساب های کاربری ای که توی همین بستر صداشون برای همیشه خاموش شد، ترجیح میدم تا مدتی سکوت کنم و داستان هام فعلا اپدیت نشن. چون خودم هم برخلاف همیشه، حرف دیگه ای جز سکوت پیدا نمیکنم. البته این خاموشی مطلق نیست، صداهای خاموش شده، فانوس رو به سمت راهی جدید گرفتن. رویاهایی که توی همین بستر شکل گرفتن و تابو شکنی هایی که همینجا به جلو حرکت کردن، هرگز خاموش نمیشه.
تنها چیزی که بین این همه سکوت و سوگ میتونم بگم، اونم مرگبر گفتن بر فراموشیه و شکستن قلم هایی که ازمون ننویسن. ما باید ثبت کنیم. باید بگیم چی شد. باید فکرهامون رو تغییر بدیم.
- به احترام انسانیت، ایوی