exooo_6104

رفقا یه فیک بود تقزیبا س سال پیش پیداش کردم اما نویسندش آنپابلیش کرد فیکشو اسم کامل فیک یادم نیی تو اسمش فیش داشت و چان و بک بازیگر بودن 
          	خیلی دنبالشم چون داستان قوی داشت کسی اگر چیزی راجبش میدونه خوشحال میشم‌ خبر بده

moonriver85

این داستان را که بخوانی، قدر سلامتی‌ات را می‌دانی
          و می‌فهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری…
          هه‌ری دختری‌ست که پشت شیشه‌های بیمارستان زندانی شده.
          از کودکی تا نوجوانی، زندگی‌اش در راهروهای سفید و اتاق‌های سرد گذشته؛
          جایی که در آن بزرگ شده و هم‌زمان با بیماری‌اش جنگیده است.
          او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛
          بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز می‌شود
          و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل می‌کند.
          هر روز، نیمه‌جان روی تخت دراز می‌کشد؛
          سرم در دست،
          و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجره‌هاست.
          هه‌ری به هم‌سن‌وسال‌هایش حسادت می‌کند،
          به مردمی که آن‌سوی شیشه‌ها
          زندگی عادی و نرمالی دارند؛
          همان چیزی که او هرگز نداشته
          و هر روز آرزویش را کرده است.
          هر صبح که بیدار می‌شود،
          به خودش قول می‌دهد این‌بار درمان را جدی‌تر بگیرد،
          قوی‌تر باشد
          و از این بیمارستان لعنتی رها شود.
          اما آیا…
          روز آزادی،
          واقعاً قرار است از راه برسد؟
          https://www.wattpad.com/story/405620402?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85

exooo_6104

رفقا یه فیک بود تقزیبا س سال پیش پیداش کردم اما نویسندش آنپابلیش کرد فیکشو اسم کامل فیک یادم نیی تو اسمش فیش داشت و چان و بک بازیگر بودن 
          خیلی دنبالشم چون داستان قوی داشت کسی اگر چیزی راجبش میدونه خوشحال میشم‌ خبر بده