قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
قصص بقلم feloriyaa
- 2 قصص منشورة
METANOIA
28.7K
2.7K
29
تهیونگ هرگز فکر نمیکرد که بوسیدن لب های همجنس خودش همون چیزی بود که نياز داشت و از خودش دریغ کرده بود!
جونگک...
CLOUDY SEOUL
69.1K
5.1K
57
بهار خیلی نزدیک بود و عطر گل ها رو به همراه داشت ولی هنوز هم هوا سرد بود..
گویی زمستان سئول تمومی نداشت
و یا...