سوفیا..
مغرور، جدی، سرسخت؛ و البته افسرده!
سوفیای مغروری که از شوهر اجباریش کتک میخوره و زندگی براش معنایی نداره...
سوفیایی که تیغ، رفیق همیشگیِ شبای تنهاشه..
بهترین دوستش جولی با زیر دست پرروش ویلیام بلک، تصمیم میگیرن بدون اینکه بفهمه، شادش کنن، بهش امید بدن و زندگیشو پر معنی کنن، ولی..
خوشحال میشم بخونیش و نظرتو بهم بگی بیب *-*
Hi love, how are you?
I'm sorry for bothering you, but I was wondering if you could take a look at my book "Blue Dot".
Thank you so much.
Have a good day.
https://my.w.tt/97MeMgGlBM