fiction_crystal
Enlace al comentarioCódigo de conductaPortal de Seguridad de Wattpad
های های مصوم صحبت میکنه
دلم واستون تنگ شده بوددددددد( ^ω^ )
پارت جدید سیاه سفید آپ شد، میتونید بعد از سه ماه بخونید
https://www.wattpad.com/story/404846629?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading&wp_uname=fiction_crystal
rosie_romance
سلام ببخشید اینجا پیام میزارم من تازه رمانم رو شروع کردم خوشحال میشم حمایت کنین
نیلی دختری جسور، مغرور و غیرقابلکنترل است که در یک مهمانی شبانه، وارد بازی پوکری میشود که قرار نیست فقط یک بازی ساده باشد. روبهروی او جاوید نشسته؛ مردی سرد، کمحرف و حرفهای که همیشه برنده بوده و هیچوقت اجازه نداده کسی به ذهن یا احساساتش نزدیک شود اما پایان ماجرا فقط به بازی پوکر ختم نمیشود...
این بازی شروع یک جنگ میان آن دو ست
https://www.wattpad.com/story/411957234?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=rosie_posie_novals
fiction_crystal
سلام بچهها
کوتاه میگم
بخاطر وضعیت نت ما موقتا یه چنل داخل "بله" زدیم که آیدیش @fiction_crystal هست
مایل به تمایل بودید، اونجا در خدمتیم تا این بگایی تموم شه
*فیکشن "سیاه سفید" هم ادامهش اونجا گذاشته میشه
fiction_crystal
های گایز
پارت پنجم سیاه سفید آپ شد
مورد بعدی، همونطور که آخر پارت گفتم پیج اینستامون پریده
فعلا چنل تلگراممونو داشته باشید، هر وقت پیج جدید بزنیم یا هر اتفاقی بیفته اونجا اطلاع میدیم
آیدیش @fiction_crystal
fiction_crystal
اهم سلام
متاسفانه امروز "سیاه سفید" آپ نمیشه
جمعه منتظرش باشید♡
fiction_crystal
مصوم: های گایز با یه بوک جدید برگشتم
و بله دوباره از یوهان و گائون عزیزم♡~
https://www.wattpad.com/story/404846629?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=fiction_crystal
coma_beauty
سلام ، داستان جدیدی آپ نمیکنی؟ :(
r_fraa_
سلام عرض ادب
معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
اگر ناراحت شدی پاکش کن
میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
با ژانره لیتل ددی
بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
Theaurrora
جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
-"من اون فرشتهای نیستم که تو تو خیالهات ساختی، لی مینهو... من زهر میریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف میکنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
حالا بگو، میتونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود میکنه؟"
اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع میشه ولی آرومآروم کشیده میشی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل میسازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora
fiction_crystal
مصوم: های گایز، پارت آخر پرسه آپ شد ×)
تا یه مدت بنده میروم مرخصی و بعدش با فیک جدید برمیگردممم
https://www.wattpad.com/story/382044285?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading&wp_uname=fiction_crystal