بچه ها پارت نوزدهم رو یبار دیگه بخونید، قسمتی که جنی پشت سر تهیونگ داره شلاق میخوره.
یه تیکه ای رو فراموش کرده بودم بذارم!
بخونید که اون تیکه اش خیلی قشنگهههه
این داستان را که بخوانی، قدر سلامتیات را میدانی
و میفهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری…
ههری دختریست که پشت شیشههای بیمارستان زندانی شده.
از کودکی تا نوجوانی، زندگیاش در راهروهای سفید و اتاقهای سرد گذشته؛
جایی که در آن بزرگ شده و همزمان با بیماریاش جنگیده است.
او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛
بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز میشود
و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل میکند.
هر روز، نیمهجان روی تخت دراز میکشد؛
سرم در دست،
و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجرههاست.
ههری به همسنوسالهایش حسادت میکند،
به مردمی که آنسوی شیشهها
زندگی عادی و نرمالی دارند؛
همان چیزی که او هرگز نداشته
و هر روز آرزویش را کرده است.
هر صبح که بیدار میشود،
به خودش قول میدهد اینبار درمان را جدیتر بگیرد،
قویتر باشد
و از این بیمارستان لعنتی رها شود.
اما آیا…
روز آزادی،
واقعاً قرار است از راه برسد؟
https://www.wattpad.com/story/405620402?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=moonriver85
https://www.wattpad.com/story/397707891?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=Melodyyy_1111
�✨ وقتی چشمهات با نگاه کسی قفل میشن که باید ازش فرار میکردی… اما نکردی…
او نه یک قهرمان بود، نه یک نجاتدهنده.
او خطرناک بود. مرموز. مثل سایهای که توی تاریکی پنهان شده.
اما حالا… قلبش برای دختری میتپه که نباید بهش نزدیک میشد.
گروگانگیری
تعقیبوگریز
عشقی که نباید شکل میگرفت
جنگی میان عشق، انتقام و حقیقتهای پنهان
رمانی که آرومت نمیذاره، هر پارتش با یه خماری تموم میشه!
اگر طرفدار دارک رومنس واقعی، مردهای مرموز، و داستانهای پر از پیچشهای غیرمنتظرهای…
فقط یک شانس به این رمان بده!
در حال انتشار روی Wattpad
اسم رمان: Beneath His Shadow
✍️ Author: Melissa
فقط اگه آمادگی عاشق شدن از نوع خطرناک رو داری… بخونش!