Regístrate para unirte a la comunidad de narradores más grande
o
انگار دارم توی یک خیابون گرد بیپایان رد میشم که هر یک متر تابلو زده "هی همه ایده هاتو آپ کن."خدا اینو نسیب گرگ بیابون هم نکنه چون میدونم چقدر قراره راجع بهشون بی مسئولیت رفتار کنم پس همش باید با ا...Ver todas las conversaciones
Historia de قصهگوی شهرک باقلوا
- 1 Historia Publicada
Smultronstället "Larry"
2.7K
552
11
جنگل، خیلی بزرگتر از اون دوتا پسر و علاقه آبی رنگشون بهم بود.
اما وقتی جوونی و کسی رو دوست داری همه چیز حول...