نمیدونم چجوری باهاتون صحبت کنم بنفشکا ولی میخام زودتر فیکو تموم کنم حس میکنم قراره رفتنی باشم هروز سعی میکنم زود بنویسمش ولی خوانوادم اجازه هیچ کاری رو بهم نمیدن اه خدای من واقعن زندگیم تا الان سخت بوده نمیدونم چجوری ادامه دادم یا دارم ادامه میدم همش بدبختی دارم منم ولی این فیکو براتون جوری تمومش میکنم لذت کاملو بهتون بده دوستون دارم بنفشکام روز دختر هم مبارک
@gyfztjtt عزیزم هر کسی و یه مشکلی تو زندگیش داره و ما درکت میکنیم نیازی به عجله نیست هر وقت تونستی و واقعا ذهنت تمرکز داره ادامه فیک رو بده:))
فایتینگ:)
عشقِ یک آدمکش
«سه سال از آن حادثهی ناگوار میگذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگیاش کنار بیاید. چه میشد اگر سر و کلهی یک ناجی در زندگیاش پیدا میشد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
Couple: kookv, yoonmin
Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
بخشی از فیکشن:
تمام بومها رو روی زمین میانداخت و داد میزد... از اعماق وجودش.
دست خونینش رو بالا آورد و چونهی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
- ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy