halo_in_desert

هعی معمولا روزای ولنتاین به ما سینگلا یه پارت هدیه تعلق میگرفت اونم دیگه فراموش شد‍♀️

Niramwrites

سلام(^-^;
          ببخشید که وارد مسیج بوردت می‌شم و این پیام رو می‌ذارم زیبا، اگه خواستی پاکش کن فقط می‌خواستم بدونی که اگه دنبالِ یه فیکشن ورس با ژانر کمدی و یه شخصیت گوگولی هستی، این فیک می‌تونه گزینه‌ی خوبی برای خوندن باشه!
          
          خوشحال می‌شم که با دنبال‌کردن و حمایت‌هات دلگرممون کنی و نگاهِ زیبات رو بهش بسپری پری‌چهر♡
          
          https://www.wattpad.com/story/393058937?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Niramwrites
          

Adrinaaliyari

سلام بر شما دلبر زیبای من.....
          
          من یه فیکشن نوشتم با شرایط زیر:
          
          ◆ ژانر: اکشن، درام، فانتزی( روباه انسان‌نما)، دوقلو( ورژن تهیونگ.)
          
          ◆ وضعیت: پایان یافته
          
          ◆ اسم فیکشن: Fox | midnight  ( داخل پرفایلم هست دلبرم.)
          
          
          خوشحال میشم بخوانی و ازم حمایت کنی دلبرم( برام ووت و نظر بذاری، و اگر ارزش داشت، فالوم کنی دلبرم♡~•°)
          
          این حمایت، دوطرفه خواهد بود دلبر زیبای من♡~•°
          
          منتظر ووت و نظرات زیبات هستم دلبر♡~•°

Elauera

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه اینجا پیام گذاشتم اگه اذیت میشی لطفا پاکش کن.
          من یه فیک جدید شروع کردم که به حمایت نیازه داره اگه دوست داشتی ممنون میشم بخونیش
          https://www.wattpad.com/story/389784326?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=library&wp_uname=S_EOKJIN

Smile_VK

_تسليم ميشين يا مرگ رو میپذیرین؟
          تهیونگ فرياد زد:
          -ترجيح ميدم بجنگم و بميرم تا اينكه تسليم تویه عوضی بشم.
          از جوابش خوشم اومد.زير لب طوری كه فقط اون بشنوه آروم گفتم:
          +كارت عالی بود رئيس.
          لبخند مستطیلیشو دیدم،خیلی کم پیش می‌اومد اینجوری بخنده.
          couple:Vkook
          https://www.wattpad.com/story/283599685

marcyific

های کیوتی ببخشید مزاحمت شدم، اومدم یه فیکی معرفی کنم شاید خوشت اومد و سر زدی هوم؟ و اینکه میشه پیج نویسنده رو هم فالو کنی پلیز
          
          تهیونگ معشوق و عزیزترین کسشو از دست داده و توی غم و دردش غرق شده، یه روز فکر خودکشی به سرش میزنه و عملیش میکنه ولی میره تو کما، چی میشه اگه تهیونگ توی خاطرات قدیمش غرق بشه و بهوش نیاد؟ 
          https://www.wattpad.com/story/334817004