Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
Cerita oleh Olivia
- 1 Cerita Terpublikasi
مـیـتـونـی دوسـتـم داشـتـه بـاشـی؟
89
18
3
اون فکر میکرد قراره عاشقانهترین سفر زندگیش باشه...
اما بعضی از سفر ها بلیت بازگشت ندارن.جسدش تنها چیزی بود...