بچه هاااااಥ_ಥ از همه ی کسایی که منتظر آیس کریم شاپ هستن معذرت میخواممم، من فعلا واقعا سرم شلوغه، اصلا وقت نوشتن ندارم و این بچه داره اینجا خاک میخوره، اما شما منتظرش باشید، قطعا چند وقت دیگه پر گودرت بر میگردم و استارت این کار و چندتای دیگه رو میزنمممಥ_ಥ برای اینکه ازتون معذرت خواهی کنم، شما میتونید تو کامنتای هر پارت یا اصلا همینجا کاپلای مورد علاقتون و ژانر و سناریویی که دوست دارید باهاش فیک بخونید رو بگید و منم وقتی برگشتم براتون وانشات یا فیک یا حتی یه سناریوی کاملش میکنم و میزارممم~
بوس بهتوننننن☆
بچه هاااااಥ_ಥ از همه ی کسایی که منتظر آیس کریم شاپ هستن معذرت میخواممم، من فعلا واقعا سرم شلوغه، اصلا وقت نوشتن ندارم و این بچه داره اینجا خاک میخوره، اما شما منتظرش باشید، قطعا چند وقت دیگه پر گودرت بر میگردم و استارت این کار و چندتای دیگه رو میزنمممಥ_ಥ برای اینکه ازتون معذرت خواهی کنم، شما میتونید تو کامنتای هر پارت یا اصلا همینجا کاپلای مورد علاقتون و ژانر و سناریویی که دوست دارید باهاش فیک بخونید رو بگید و منم وقتی برگشتم براتون وانشات یا فیک یا حتی یه سناریوی کاملش میکنم و میزارممم~
بوس بهتوننننن☆
جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
-"من اون فرشتهای نیستم که تو تو خیالهات ساختی، لی مینهو... من زهر میریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف میکنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
حالا بگو، میتونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود میکنه؟"
اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع میشه ولی آرومآروم کشیده میشی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل میسازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora