Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
یکی بیاد استوریهای منو بنویسه توروخدا اینا دارن زیرِ زندگی بزرگسالانهی من خاک میقولن.Lihat semua Percakapan
Cerita oleh iRayax
- 3 Cerita Terpublikasi
Remember [z.m] & [L.S]
264
44
4
همانگونه که بودم به یادم بیاور، همانگونه که میرقصیدم و میچرخیدم،
به یادم بیاور حتی اگر از یادتت رفتم.
مرا...
let me in (z.m) CoMpLeTeD
2.3K
550
6
[completed]
تو همون قطره بارونی بودی که از یه ابر سیاه رو قلبم چکید و شکوفه زد.
یه سایه بودم و خورشید بالا سر...
Kalon
154
31
2
زمزمههایی که با پاتیناژهای ممتد مغزم رو میخورن تا تبدیل به نوشته بشن.
مجموعهای [وانشات] توی جزء، جز صحیح!
2 Daftar Bacaan
- Daftar Bacaan
- 37 cerita
- Daftar Bacaan
- 2 cerita