jknxex

فیکشن توافقنامه ،
          	
          	بخشی از داستان : تهیونگ، وارث سرد و مغرور یک خاندان ثروتمند، همیشه فکر می‌کرد قلبش به ایرین تعلق دارد؛ اما وقتی جونگکوک، پسری که سال‌ها بی‌صدا عاشق لبخندهای او بوده، ناخواسته وارد دنیایش می‌شود، همه‌چیز تغییر می‌کند. یک قرارداد، احساساتی ممنوعه و عشقی که هیچ‌کدام انتظارش را نداشتند، سرنوشتشان را به مسیری پر از کشمکش، حسادت و عاشقانه‌های نفس‌گیر می‌کشاند.
          	https://www.wattpad.com/story/414444321

jknxex

فیکشن توافقنامه ،
          
          بخشی از داستان : تهیونگ، وارث سرد و مغرور یک خاندان ثروتمند، همیشه فکر می‌کرد قلبش به ایرین تعلق دارد؛ اما وقتی جونگکوک، پسری که سال‌ها بی‌صدا عاشق لبخندهای او بوده، ناخواسته وارد دنیایش می‌شود، همه‌چیز تغییر می‌کند. یک قرارداد، احساساتی ممنوعه و عشقی که هیچ‌کدام انتظارش را نداشتند، سرنوشتشان را به مسیری پر از کشمکش، حسادت و عاشقانه‌های نفس‌گیر می‌کشاند.
          https://www.wattpad.com/story/414444321