kallamari

سلام و شب/ روزتون بخیر
          	میخواستم بگم که من دیگه اینجا فعالیتی ندارم. ممنونم برای این همه ساپورتی که انجام دادین و اینو بدونید که همیشه توی قلبم جا دارین
          	ولی متاسفانه دیگه اینجا فعالیتی ندارم و شاید حتی واتپدمم حذف کردم
          	میتونید از طریق لینک ناشناسی که داخل بیوم هست باهام در ارتباط باشید
          	و اینکه خوشحال میشی داخل دیلی ای که توی تلگرام برای یونمین زدم عضو بشید.
          	کافیه توی تل Yoxnmin رو سرچ کنید.
          	ممنونم برای زمانی که گذاشتید،
          	دوستون دارم.
          	-ماری

Elvin1098

@kallamari دلم برات تنگ شده دختر ..
Contestar

ava10504

@kallamari دلم برات تنگ شده مارییییی
Contestar

blackestship

@-llV3L سلام خوبی؟
          	  میشه بپرسم تو هیچ راه ارتباطی ای رو با ماری میشناسی؟
Contestar

Elvin1098

انقدر که مسیج بوردش رو پر از تبلیغات کردن که خودشو گم کردم .. ماری عزیز بدون که همه‌ی ما دلمون برای خودت  و نوشته‌های شاهکارت تنگ شده.
          امیدوارم هرجا که باشی خوشحال ، خوب و سلامت باشی:)

hastii_BTS

سلام.......... 
          چییییییشششدددههههه!!!؟؟؟؟؟ 
          به خدا ببخشید بی اجازه اومدم ولی خدای چرا همشون پاک شدن!!!!!؟؟؟؟ 
          میخواستم بیام برای بار n ام بخونم.... ☹︎

Kookv_Jk_V

ببخشید، بی‌اجازه وارده مسیج بوردت میشم.عزیزم،اما خوشحال میشم اگه دوست‌داشتی یه‌نگاهی به بوکِ فیک‌چت‌هام بندازی و اگه خوشت‌اومد ازش حمایت کنی و ریدرش بشی~♥
          
          https://www.wattpad.com/story/402084858?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Kookv_Jk_V

jkscorp

جئون جونگکوک، جانشین امپراطوری اژدهای سیاه، زاده‌ی گناه و گلوله، از لحظه‌ای که چشم گشود، جهان برایش چیزی نبود جز ترکیبی تباه از خیانت، فحشا و کودکی و جوانی‌اش زیر سایه‌ی مافیا گذشت. تروما‌های گذشته، چون زهر در رگ‌هایش جاری‌‌اند و هر شب او را از درون می‌جَوَد، اما درست با قرار گرفتن جیمین، پسری با نوری در چشمانش، همان‌قدر آرام و همان‌قدر خطرناک، توانست بخشی عظیمی از دردهایش را خاموش کند و آن پسر توانست کمی هم که شده ارتباط میان جونگکوک و تهیونگ، آشنایی که برایش فرقی با یک غریبه نداشت را سامان دهد.
          
          • برشی از متن:
          «حالا میفهمم که من هیچوقت تو رو نداشتم و چیزی رو که هیچوقت نداری از دست هم نمیدی؛ برای همین همیشه تمرکزم روی تو بود، چون این آسون‌تره که رو چیزی که نداری تمرکز کنی، جونگکوک.»
          
          
          • Couples: Vkook / Kookmin / Vmin
          
          • Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery
          
          https://www.wattpad.com/story/278980633?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=jkscorp

VK-Cheri

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه توی مسیج بوردت پیام میزارم ‌‌..
          خوشحال میشم اگر دوست داشتی یه سر به فیکم بزنی..
          
          
          
          پسر دستش رو روی سینه مرد مقابلش گذاشت و لب زد : وقتی بچه بودم ارزوی پرواز داشتم ! 
          حس آزادی و سرخوشی وقتی که بین هوا معلقی .. بدون اینکه هیچ فکر و سنگینی احساس کنی "
          قطره اشکی به ارومی از گوشه چشمش چکید و مردمک های لرزونش روی صورت اروم مرد نشست : میای باهم پرواز کنیم ؟"
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri