سلام و شب/ روزتون بخیر
میخواستم بگم که من دیگه اینجا فعالیتی ندارم. ممنونم برای این همه ساپورتی که انجام دادین و اینو بدونید که همیشه توی قلبم جا دارین
ولی متاسفانه دیگه اینجا فعالیتی ندارم و شاید حتی واتپدمم حذف کردم
میتونید از طریق لینک ناشناسی که داخل بیوم هست باهام در ارتباط باشید
و اینکه خوشحال میشی داخل دیلی ای که توی تلگرام برای یونمین زدم عضو بشید.
کافیه توی تل Yoxnmin رو سرچ کنید.
ممنونم برای زمانی که گذاشتید،
دوستون دارم.
-ماری
انقدر که مسیج بوردش رو پر از تبلیغات کردن که خودشو گم کردم .. ماری عزیز بدون که همهی ما دلمون برای خودت و نوشتههای شاهکارت تنگ شده.
امیدوارم هرجا که باشی خوشحال ، خوب و سلامت باشی:)
جئون جونگکوک، جانشین امپراطوری اژدهای سیاه، زادهی گناه و گلوله، از لحظهای که چشم گشود، جهان برایش چیزی نبود جز ترکیبی تباه از خیانت، فحشا و کودکی و جوانیاش زیر سایهی مافیا گذشت. تروماهای گذشته، چون زهر در رگهایش جاریاند و هر شب او را از درون میجَوَد، اما درست با قرار گرفتن جیمین، پسری با نوری در چشمانش، همانقدر آرام و همانقدر خطرناک، توانست بخشی عظیمی از دردهایش را خاموش کند و آن پسر توانست کمی هم که شده ارتباط میان جونگکوک و تهیونگ، آشنایی که برایش فرقی با یک غریبه نداشت را سامان دهد.
• برشی از متن:
«حالا میفهمم که من هیچوقت تو رو نداشتم و چیزی رو که هیچوقت نداری از دست هم نمیدی؛ برای همین همیشه تمرکزم روی تو بود، چون این آسونتره که رو چیزی که نداری تمرکز کنی، جونگکوک.»
• Couples: Vkook / Kookmin / Vmin
• Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery
https://www.wattpad.com/story/278980633?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=jkscorp