kianankouiin

رفقا قصد ندارین توی چنل بهم کمک کنین؟ نیاز به سه نفر ادمین دارم

FV_Rosewater

@kianankouiin عزیزم حالا بازم تو تلگرام به آیدی  که گذاشته بودی پیام دادم
          	  اونجا میتونیم بیشتر در مورد شرایط  صحبت کنیم
Reply

FV_Rosewater

@kianankouiin فعالیت مثل  گذاشتن مومنت و عکس های تهکوک و یا تایپ به مقدار زیاد از داستن هات رو میتونم انجام بدم
Reply

FV_Rosewater

@kianankouiin اینکه دقیقا باید چه کاری انجام بدیم
Reply

Min_Army_7

اگه دوست داری یه فیک متفاوت و سلطنتی از کوکوی بخونی حتما یه سر بزن پشیمون نمیشی ⁦(⁠づ⁠ ̄⁠ ⁠³⁠ ̄⁠)⁠づ⁩
          
          Couple:KOOKV _Yoonmin_Namjin_Hyunlix_Minsong
          
          ژانر :Omegaverse_High school_pack_happy end
          
          برشی از داستان :
          گرگ ها به هم نزدیک شدن پوزه هاشون رو به هم مالیدن و بعد به نشونه  ی احترام سرشون رو برای هم خم کردن .
          بعد V,Jkرو از پوست پشت گردنش جوری که زخم نشه به دندون گرفت و جلوی چشم هایی که بعضی با قدردانی،  بعضی با خوشحالی و یه سری هم با نفرت و حسرت نگاهشون میکردن از عمارت بزرگ خاندان کیم خارج شد .
          
          https://www.wattpad.com/story/390010910?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Min_Army_7

PearlTales_2005

سلام قشنگم ‌♡⁠˖⁠꒰⁠ᵕ⁠༚⁠ᵕ⁠⑅⁠꒱⁩
          ببخشید که اینجا پیام میزارم...
          ولی خیلی خوشحال میشم به بوکم سربزنی و نظرت رو درموردش بهم بگی .
          امیدوارم ازش لذت ببری ♥️ 
          
          https://www.wattpad.com/story/399815560?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=PearlTales_2005

m_un_a

kianankouiin

@m_un_a عشقم من ویکوک نمیخونم
            بزار هرکی ببینه میخونه عزیزم
Reply

VK-Cheri

سلام عزیزم 
          ممنون میشم یه سر به کارم بزنی♡
          
          گاهی فرار از تاریکی ، تاریکی عمیق تری به دنبال داره.
          نخ سرنوشت بی اجازه اونها در هم تنیده شده بود تا زندگی رو رغم بزنه که با بوی غم و سیاهی خون خو گرفته.
          پسر بیست ساله ای که در تقلای زنده موندن با افرادی اشنا میشه که ادعای عجیبی راجبش دارن و گرفتن دستهایی که به سمت اون دراز شدن اون رو با گذشته راز آلودش رو به رو میکنه.
          شاید از ابتدا گذشته همان آینده بود و آینده گذشته ای که ازش فرار میکرد..
          و هیچ کس نمیدونست پایان این گرداب بی پایانِ زمان چه بهایی برای شکوفه عشقش خواهد داشت !
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri

Jinavkook7

درود پریزاد:)
          عذرمیخوام که وارد مسیج بوردت شدم.
          
          اگه به فیک تاریخی علاقمند هستید، خوشحال میشم نگاهتون رو روی بوکم داشته باشم.
          اولین فیکمه و امیدوارم لذت ببرید و ازم حمایت کنین^ ^
          
          https://www.wattpad.com/story/401648608?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Jinavkook7