VK-Cheri

سلام عزیزم
          ممنون میشم یه سر به فیکم بزنی♡
          
          گاهی فرار از تاریکی ، تاریکی عمیق تری به دنبال داره.
          نخ سرنوشت بی اجازه اونها در هم تنیده شده بود تا زندگی رو رغم بزنه که با بوی غم و سیاهی خون خو گرفته.
          پسر بیست ساله ای که در تقلای زنده موندن با افرادی اشنا میشه که ادعای عجیبی راجبش دارن و گرفتن دستهایی که به سمت اون دراز شدن اون رو با گذشته راز آلودش رو به رو میکنه.
          شاید از ابتدا گذشته همان آینده بود و آینده گذشته ای که ازش فرار میکرد..
          و هیچ کس نمیدونست پایان این گرداب بی پایانِ زمان چه بهایی برای شکوفه عشقش خواهد داشت !
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri

IELAORIGINAL

••• French St*lker •°• KookV
          • ‌تهیونگ مدل مشهور سلین، گیر استاکر پررو و سمجی افتاده که هرجا میره دنبالشه و کل پاریس رو برای جلب توجهش زیر و رو می‌کنه. به قدری که حالا همه توی توییتر دارن تهیونگ‌ رو با پسری که ازش متنفره شیپ می‌کنن!•
          - داری استاکم می‌کنی، عوضی؟
          + بهش میگن دنبال کردن علایق!
          https://www.wattpad.com/story/399391166?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading_part_end&wp_uname=IELAORIGINAL

Mamacitascandy

سلام(^-^;
          ببخشید که وارد مسیج بوردت می‌شم و این پیام رو می‌ذارم زیبا، اگه خواستی پاکش کن فقط می‌خواستم بدونی که اگه دنبالِ یه فیکشن ورس با ژانر کمدی و یه شخصیت گوگولی هستی، این فیک می‌تونه گزینه‌ی خوبی برای خوندن باشه!
          
          خوشحال می‌شم که با دنبال‌کردن و حمایت‌هات دلگرممون کنی و نگاهِ زیبات رو بهش بسپری پری‌چهر♡
          
          https://www.wattpad.com/story/393058937?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Niramwrites
          

yasamis1920

سلام ببخشید مزاحم شدم دوستم تازه شروع به اپ کرده لطفا نگاهی بندازید نویسنده به ووت و حمایت و کامنت هاتون نیاز داره:)♡
          
          قسمتی از فیک 
          
          تلخ ترین لبخند رو زد
          _عاشقی کردم فرشته....آدمش بودی؟ دیوونگی کردم فرشته....مطمئنی دیوونگی بلد بودی؟....توکه این قلبو زیر پاهات له کردی پس چرا از درد مینویسی عزیز کرده قلبم...میبینی ؟ زیر پات لهم کردی پس چرا هنوزم چشم هاتو میپرستم...
          
          _از درد نوشتم چون شنوای درد رو نداشتم...به این تن نگاه کن حتی خودش هم خودش رو نمیشناسه...هیچکس این قلب رو نفهمید حتی خودش! تو درد کشیدی اما دردی که این قلب کشید مرحمی نداشت
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona

vkooxsoul

I think you'd like this story: "On the Edge" by vkooxsoul on Wattpad https://www.wattpad.com/story/398538310?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=vkooxsoul
          یه نگاه بهش بندازید ارزشش داره
          اگه یه فیکشن با یکم چاشنی انگست میخواید ممنون میشن که حمایت شه✨️