قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
قصص بقلم helma
- 2 قصص منشورة
FoR ME
401
31
3
من ی پسر بچه رو برای اولین بار داخل دیوارای این عمارت بزرگ دیدم اون زانوش زخمی بود من نزدیک رفتم تا کمکش کنم...
BlacK GolD SchooL
3.4K
349
12
برای اولین بار بدون خشونت به ماه زول زد..
-من عاشق شدم..عاشق..ی...ی پسر!!
لبخند تلخی زد..
ـ همونی که هزاران د...