lia_Reven_86

سلام بچه ها من تازه تونستم وصل بشم
          	خوبین جوجه های من؟!
          	نگرانتونم

zurva_n

سلام این خلاصه فیکی هست که دارم می نویسم، اگر دوست داشتی یه نگاهی بهش بنداز، خوشحال میشم‌.
          خلاصه:
          در دنیایی که رایحه‌ها حکم صادر می‌کنند و خون‌ها سرنوشت را می‌نویسند، «پارک جیمین» مقتدرترین آلفای هلدینگ ققنوس، بر قله‌ی غرور ایستاده بود. برای او، امگاها تنها لکه‌های ضعفی در تابلوی قدرت بودند؛ تا آن شب شوم در کلاب لوسیفر، جایی که غرورِ پولادین او در تله‌ی انتقامی شوم گرفتار می‌شود.
          
          ​«جئون جونگ‌کوک»، دانشجوی هنری که هویتِ ممنوعه‌ی خود به عنوان یک «انیگما» را پشت نقابِ سادگی پنهان کرده، تنها کسی است که شاهد فروپاشی جیمین می‌شود. او برای نجات آمده بود، اما برخورد فرمون‌های وحشیِ الفا، هیولای خفته‌ی درونش را بیدار می‌کند تا جفت مقدر شده خود را تصاحب کند. با مارک و نات شدنِ جیمین توسط یک انیگما، قانون طبیعت به زانو درمی‌آید: آلفای مقتدرِ ققنوس، در فرآیندی دردناک، در حال از دست دادنِ قدرت آلفایی خود و تبدیل شدن به یک «امگای» است؛ موجودی که همیشه از آن متنفر بود.
          
          پس از سه ماه گریز، دست تقدیر جونگ‌کوک را به بند می‌کشد. حالا در میانِ مخروبه‌های غرور وارث ققنوس ، معامله‌ای خونین شکل می‌گیرد: یک ازدواج اجباری. هنرمندی که از قدرت بیزار است، باید نقشِ جفت مقتدرِ جیمین را بازی کند تا جای خالی مانده وارث ققنوس با قدرت خاص و کمیاب یک انیگما پرشود. 
          
          در این جابه‌جاییِ بی‌رحمانه‌ی قدرت، مرز میان نفرت و تمنا کجاست؟ آیا این پیوند، سقوطی به اعماق تاریکی است یا مسیری به سوی نورِ عشق؟

lia_Reven_86

سلاممم
          میدونم قرار بود سه شنبه شب پارت جدید بزارم
          ولی خب اگه اون شب پارت میدادم تا یک ماه یا کم کمش تا یه هفته نمیتونستم اپ داشته باشم
          چهارشنبه هم اصلا حالم خوب نبود و رفتم دکتر
          دکتره یکم چرتو پرت گفت ولی خب اخر شب فهمیدم زیادم چرتو پرت نگفته بود چون داشت دوباره حالم بد میشد
          میدونم فکر میکنین اینا همش بهونس ولی واقعیت داشت⁦(⁠╥⁠﹏⁠╥⁠)⁩
          برای همین برای عذرخواهی دوتا پارت میذارم براتون
          بازم معذرت میخوام⁦(⁠。⁠ŏ⁠﹏⁠ŏ⁠)⁩
          امیدوارم بخونین و مثل همیشه دوستش داشته باشید