arminat61

هولااا حالت خوبه ؟ متاسفم بدون اجازه مزاحمت شدم 
          فقط ازت یه خواهشی دارم اونم اینه که بهم یه فرصت بدی : )
          اگه مثل من عاشق ژانر تخیلی ای و توی دنیاهای دیگه سیر میکنی، ازت دعوت میکنم یه سری به دنیای من هم بزنی : )
          https://www.wattpad.com/story/283440409?

frawmd

سلام.
          من یه بوک لری نوشتم لطفا بهش سر بزن و اگه اومدی پارت مقدمه رو تا آخر بخون.
          بوس به لپت. ❤
          I think you'd like this story: "LOYALTY" by frawmd on Wattpad https://www.wattpad.com/story/264708211?utm_source=android&utm_medium=org.vidogram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=frawmd&wp_originator=6Z24naZ2Zr3U0hFuJJu4vYs3M663VaUHCkYMNnvkdsZ%2BFb2UDXKstSRqpAnlRiXqbSjBqQ3refyEmbvIjXe7apPoH5EBaTdbgy9jJRtSCZjnFKZHWC%2FyXAKUod%2FlV8e3

whocaresiloveyou

28hana25

خب من این جا الویز یو رو برات اسپویل میکنم چون فک کردم ممکنه اونجا بقیه هم بتونن بخونن 
          
          الان اینجا هری اور دوز میکنه بعد پسرا میرسن میبرنش بیمارستان بعد هری ایست قلبی میکنه زین خیلی اسرار میکنه که با دستگاه نگهش دارن بعد دو روز بهوش میاد از بیمارستان فرار میکنه میره خونه ماسکش و تفنگشو برمیداره میره تا به مراسم عروسی برسه بعد اونجا دقیقا وقتی میرسه که اونا داشتن حلقه دست هم میکردن شروع میکنه تیر اندازی کردن مراسمو بهم میزنه و بعد دست گیرش میکنن