Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
Cerita oleh mahsa_HARRY_kh_S
- 2 Cerita Terpublikasi
True Love
524
51
3
ساعتم زنگ خورد بلند شدم و خفش کردم مأموریت داشتم باید یه نفرو می کشتم نمیشناختمش ولی فقط میدونستم یه دختره و...
little black colt
1.2K
210
7
من یه جاسوسم.
جاسوسی و ترور یه سری آدم عوضی شغل من بود.
دخترا ی همسن من با دیدن هفت تیر پس می افتن ولی من با...