Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-Community
oder
سلام به همه عزیزانی که هنوز منو یادشونه و منو دنبال میکنن همونطور که میدونید تمام داستان های من از زوج هوالیان بوده تا الآن ولی حالا میخواستم یه سوالی ازتون بپرسم و ممنون میشم اگر همه بهش جواب بدن...Alle Unterhaltungen anzeigen
Geschichten von mahyasaidi
- 4 veröffentlichte Geschichten
من تو را باور دارم (من باورت دارم)
5.5K
1K
26
در حالی که اون حلقه ی روی سینه اش رو توی مشتش گرفته بود و به قلبش فشار میداد روی زمین زانو زد و با بغضی به سخ...
(معنای زندگی من) معنای زندگی من
398
40
1
امروز روز ولنتاین بود. روز عشق. البته توی زندگی اونا هر روز روز عشق بود. اما شیه لیان میخواست امسال یه هدیه ی...
عشق محکوم به نابودی
529
55
2
اگر یه روز شیه لیان متوجه میشد که رابطه اش با هواچنگ از طرف کسی داره تهدید میشه و در خطره چه اتفاقی میفتاد؟