xkookw
ببخشید که بی اجازه وارد مسیج بردت شدم زیبا♡
---
"یه شب کاملا معمولی شروع شد.
تا وقتی که صداها ساکت شدن.
این داستان دربارهی کسیه که فکر میکنه سکوت نجاتشه...
ولی بعضی سکوتها خطرناکتر از شلوغیان."
دارک | روانشناختی | آهستهسوز
اگه فضاهای ذهنی و سنگین دوست داری،
خلاصه داستان داخل پروفایلمه.
https://www.wattpad.com/story/406060721?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=xkookw