IELAORIGINAL
تهیونگ درگیر گذشته تاریکیه، هرچند هیچی توی زندگیش تاریکتر از همسر روسِ خشنش، جئون سرگِی نیست. انیگمای بیرحمی که هیچ وکیلی از ترسش جرات نمیکنه پروندهی طلاق تهیونگ رو بپذیره.
حالا چه اتفاقی میفته، اگر خبر نامزدی تهیونگ تا مسکو بره و به گوش انیگما برسه؟
مخصوصاً بعد از قراردادی که تهیونگ موقع ازدواج اجباریش امضاء کرده...
- دیگه به اسمت واکنش نشون نمیدی، جئون دورمان.
+ خیلی وقته اون اسم همراه اسم تو برام مرده!
- با اجازهی کی؟
https://www.wattpad.com/story/414119810?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=IELAORIGINAL