سلام خوشحال میشم یه نگاه بندازید :)
❞ من برات خطرناکم. میتونم تو رو با این عشق خفه کنم. میتونم تمام وجودت رو به اسارت خودم دربیارم و یا حتی بدتر... میتونم کاری کنم که نتونی حتی یک لحظه بدون من زندگی کنی...❝
سریر مقدس. داستانی دربارهی انتقامهای خونین، قلبهای آتشین و بوسههای زهرآگین.
شاهزاده نامجون به خاطر ماهیت بی ارزشش به عنوان یک بتا از خاندان سلطنتی کاملور طرد شده است. حالا سالهاست که دور از برادران آلفا و مادر پلیدش زندگی میکند. اما طولی نمیکشد که پای شاهزاده دوباره به دربار باز میشود. سانیا، ملکهی زیبا ولی نادان کاملور نقشهی حمله به کاریستینیا در سر دارد و ناگریز، شاهزادهی طرد شده را به عنوان فرماندهی ارتشش بر میگزیند.
حالا، او در اسارت دروغهاست و زمانی که با شاهدختی از کاریستینیا ملاقات میکند، همه چیز بدتر و حصار دروغها هر لحظه تنگتر میشود...
https://www.wattpad.com/story/284272862?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=sam_hanoul
درود به همه ی رفقا ، با عرض شرمندگی بابت تاخیر ، نویسندتون بلاک آرت شده و متاسفانه پارت جدید هنوز آماده نیست. نمیدونم چرا. ولی بهتون قول میدم نهایت تلاشمو بکنم تا هر چه زودتر پارت جدید رو با کیفیت به دستتون برسونم. دوستدار شما مون نایت
درود بر همراهان همیشگی ، دوستان کشتی ایموگی دوباره به حرکت در اومده. پارت جدید رو گذاشتم ، برید بخونید لذت ببرید. فحشمم ندید چون دیر پارت دادم . خودم خوب میدونم چقدر دیر کردم.