namaahmirotichi

آتیشی پشت این زمین شیشه‌ای زیر پاهامون داره زبونه میکشه…
          	آتیشی که میگه حرارت خوشِ الان از جهنمیه که فکر میکنی دور شده ازت!
          	به رنگ های سرخ و نارنجی میخندی و صدات قهقه شده؛ بخند! فریاد بزن بگو قشنگه و بذار چشمات برق بزنه!
          	
          	اما حواست باشه این آتیشی که دارم میگم فقط دکور این جهان نیست، قراره خیلی از ما هایی که پوستمون سوخته اما فکر میکنیم زیبایی خدا دادِ رو نابود کنه.
          	
          	
          	
          	[مربوط به ff ها نیست، اما مربوط به واقعیت دور و اطرافمون هست! ممکنه گاهی اوقات خارج از ذهنیت کندالِ گادس، بیام و اینجا به اسم خودم ذهنمو خالی کنم. اگه دوست داشتید راجبش نظر بدید.]
          	

Pariya61

@namaahmirotichi 
          	  وه جالب که خودت را در گادس کندال دیدی..
Contestar

Pariya61

@namaahmirotichi 
          	  ذذهن نوشته.  ها و دلنوشته هاتون را بزارید .من خیلی خوشحال میشم.
Contestar

Mymoon_vk

ناما؟ میدونی وقتی بهم پیام دادی و گفتی دوباره آپ ها قرار از سرگرفته بشه 
          فکر نمیکردم این قدر طول بکشه و یکسال دیگه هم بگذره 
          ولی چیزی توی گادس هست که صبرهم براش شیرینه 
          دلم برات تنگ شده :>

Mymoon_vk

@Fadivk 
            فکرمیکنم پاییز پارسال بود که ناما برام کامنت گذاشت و بهم گفت گادس برای یه مدت طولانی تو پلن بازنویسی و تکمیل بوده 
            خودش گفت بعد دوسال برای اولین باره پیام میزاره و اگر میشه یکم بیشتر صبرکنم و با آپ مجدد همراه داستان پیش برم ، و خب بعد اون پیام دیگه خبری ازش نشد .
            
            
Contestar

Fadivk

@Mymoon_vk اوه تو باهاش در ارتباط بودی؟
            حالش خوبه؟
            چنل تلگرامی چیزی نداره؟
Contestar