namaahmirotichi

آتیشی پشت این زمین شیشه‌ای زیر پاهامون داره زبونه میکشه…
          	آتیشی که میگه حرارت خوشِ الان از جهنمیه که فکر میکنی دور شده ازت!
          	به رنگ های سرخ و نارنجی میخندی و صدات قهقه شده؛ بخند! فریاد بزن بگو قشنگه و بذار چشمات برق بزنه!
          	
          	اما حواست باشه این آتیشی که دارم میگم فقط دکور این جهان نیست، قراره خیلی از ما هایی که پوستمون سوخته اما فکر میکنیم زیبایی خدا دادِ رو نابود کنه.
          	
          	
          	
          	[مربوط به ff ها نیست، اما مربوط به واقعیت دور و اطرافمون هست! ممکنه گاهی اوقات خارج از ذهنیت کندالِ گادس، بیام و اینجا به اسم خودم ذهنمو خالی کنم. اگه دوست داشتید راجبش نظر بدید.]
          	

Pariya61

@namaahmirotichi 
          	  وه جالب که خودت را در گادس کندال دیدی..
Reply

Pariya61

@namaahmirotichi 
          	  ذذهن نوشته.  ها و دلنوشته هاتون را بزارید .من خیلی خوشحال میشم.
Reply

Svokok

نزدیک به دو ساله نیستی حقیقتا هر فکری به ذهنم اومده ولی امیدوارم هیچ‌کدوم اینا نباشه و‌ از ته دلم میخوام حداقل بگی که حالت خوبه.