قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
قصة بقلم nazi1389
- 1 قصة منشورة
VAMPIRE|خونآشام
79
24
5
همهچی از یک شب بارانی شروع شد...
صدای باران روی شیشه، چراغهای خیابان که کشیده و لرزان دیده میشدند، و سکوتی...