سلام به همگی
نانا صحبت میکنه..
واییی خیلی وقت میگذره از آخرین باری که باهاتون صحبت کردم. خب، در دفاع از خودم باید بگم من بدترین سال کاری، عاطفی، احساسی و درسی رو گذروندم، واقعا مزخرف بود.
هنوزم تأثیرات اون مشکلات رومه اما فهمیدم نوشتن خیلی به بهتر شدن حالم کمک میکنه پس گفتم چرا که نه، بهتره دوباره نوشتن رو شروع کنم، هم تخصصی و هم دلی
خب اول از همه، چنل تلگرام کلا از بین رفته به یکسری دلایل یکیش هم اینه که من از این به بعد به صورت سولو کار میکنم، خیلی همکار های نویسنده خوش قولی نداشتم، چه میشه کرد
دوم اینکه من با داستان های جذاب و جدیدی قراره برگردم اما به زمان نیاز دارم، چه برای داستان های قبلی چه جدید، ممکن آپ هر اپیزود پشت هم نباشه، تایم مشخص نداشته باشه اما طبق قولی که به خودم دادم دیگه کنار نمیکشم.
و البته امیدوارم همایت شمارو از دست نداره باشم، دوستون دارم کیوتی ها*~*
سلام به همگی(:
نانا پینک صحبت میکنه^^
بچه ها من یک معذرت خواهی بزرگ بهتون بدهکارم، درواقع ماجرا اینکه که این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود.
پِتَم مریض شده بود، همش درگیر بهتر شدنش بودیم. لبتابم خراب شد که متاسفانه همه داستان ها اونجا سیو شده بود، اطلاعاتم همه پرید و واقعا این چند وقت بهم سخت گذشت، فعلا یک مدت کوتاه فقط تو واتپد داستان هام آپ میشه، و متاسفانه فیکشن hate or love متوقف میشه، به همین دلیل از بین رفتن اطلاعاتم.
اما الیت و فصل دوم فرشتگان چارلی، اپ میشه نگران نباشید.
خلاصه، این بود دردسر های این چند وقت من، مراقب خودتون باشید*^*
پارک چانیول پسری بیست و چهارساله که عاشق برادر ناتنی خودش میشه و وقتی بکهیون متوجه احساسات عمیق چان به خودش میشه اون هر بار به شدت پس میزنه مهم نیست اون مرد چند بار میشکنه و چه زجری تحمل میکنه و بنظرتون چی میشه اگر توی تصادف چان وارد بدن معشوق بکهیون بشه ؟ می تونه از اون همه اتفاق جون سالم به در ببره ؟ می تونه به بدن خودش برگرده ؟
و کلی سوال دیگه....
---------------------------------
-خوبی؟
+خوبم
-اینجوری به نظر نمیرسه
هومی زیر لب گفتم
-درد داری ؟
سرم رو تکون دادم ، بلند شد و اومد کنار نشست دستش و گذاشت رو شونم
-زمان دردتو آروم میکنه
لبخند زدم و لبخندم گشادتر شد و بعد چند دقیقه به قهقهه ای افتادم
قهقهه ای که پر از درد بود
مچاله شدم توی خودم و در حالی که چشمام پر بود گفتم :
+کاش آدم وقتی ضربه می خوره نفهمه از کی بهش ضربه زده
-چرا ؟!
+چون هميشه اگه ضربه انقدری قوی باشه که تورو از پا بندازه حتما از جانبِ کسی که خيلی بهت نزدیکه ، چون آدمهای غریبه که نمیدونن به کجا بزنن از پا بیفتی! و اینکه تهش بفهمی از کسی ضربه خوردی که بارها بلندش کردی و بهت تکيه کرده تا ادامه بده ...دیگه بلند شدن خيلی خيلی سخت میشه
-----------------------
I think you'd like this story: "My Gazelle" by Seti656700 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/370380218?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Seti656700
خوشحال میشم نگاهی بندازید :))
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.