قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
قصص بقلم 𝑴𝒆𝒕𝒂𝒏𝒐𝒊𝒂
- 2 قصص منشورة
Last time
142
32
1
پسرک با چشمانی غرق در اشک رو صحنه ایستاده بود ارشه ویولن به این طرف و ان طرف میرفت و " rain in your blac...