https://www.wattpad.com/story/399602499?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=hyunnxx00
سلام.
توی این دنیایی که پر شده از داستانهای تکراری، من خواستم یه جهان متفاوت خلق کنم.
کتابی که نوشتم اسمش دنیای "ایلمرا"ئه؛ داستانی فانتزی با فضای تاریک، شخصیتهایی با گذشتههای پیچیده، و عشقی که ساده و سطحی نیست.
روایتی از جادو، قدرت، زخمهایی کهنه و احساسی که آهسته و عمیق شکل میگیره.
مرکز داستان حول سه شخصیت ساخته شده:
فلیکس، وارث قدرتی ممنوعه با قلبی پر از سکوت.
هیونجین، نگهبانی که گذشتهاش از او یک سایه ساخته.
و هان جیسونگ، جادوگری که قانونها رو نه تنها میشکنه، بلکه از نو میسازه.
همهی اینها در دنیایی به اسم «ایلمرا» شکل میگیره؛ با نقشه، مناطق جادویی، سلسلهمراتب قدرت و قوانینی که هر قدم خلافشون، یک مرگ خاموشه.
اگر دنبال داستانی هستی که فقط سرگرمت نکنه، بلکه حست رو هم درگیر کنه، خوشحال میشم بهش سر بزنی و نظرتو برام بنویسی.
خوانندهای که میخونه، ادامه دادن داستان رو واقعیتر میکنه.
دلم میخواد به اونایی که قبلا مصرانه فانتوم میخوندن بگم تیریخیدا بیاید ادامهش بدید الان خیلی جالب شده
داشتم کامنتهای قبل رو میخوندم دیدم این همه وقفه انداختنم باعث شده چه تعداد زیادی رو از دست بدم. وای بر من...
مدتی میشه اینجا زری نزدم
خب ما الان چپتر ۴۴ فانتوم رو داریم
بعد حدودا ۹ ماه
احساس میکنم دیگه جدی ازش حامله شدم
تموم نمیشه! جزئیات و معماش قصد باز شدن گرهشون رو ندارن
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.