paeeiztaekook

سلام سلام بعد از مدت‌ها
          	
          	حالتون چطوره دونه‌برفای من❄️
          	
          	اومدم بگم به زودی با افتر استوری ♧ کارامل ♧ قراره بیام پیشتون
          	
          	
          	امیدوارم مثل کارامل ازش حمایت کنید.
          	
          	پاییز دوستون داره♥️♥️♥️

writerMisha

وااای خداااا منتظرشمممم
Reply

paeeiztaekook

@paeeiztaekook ای جااااان دلممممممم مهربونم نه قشنگم تاریخ مشخص نکردم منتظرم چند پارت بنویسم بعد
Reply

writertaekook

پشمام بهترین خبری بود که شنیدم خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی  اینکارو کنی فقط تاریخ مشخصی داری برای  اپش؟؟
Reply

Hanajeonqw-

درود عزیزم،متاسفم مزاحم شدم ولی خوشحال می‌شم نگاهی به این نیمچه داستان هم بندازی.
          
          
          
          "فقط سعی دارم به زخم‌هات مرهم بزنم،همین"
          "مرهم بزنی یا به این بهونه لمسم کنی، آلینِ جنگجوم؟"
          
          https://www.wattpad.com/story/397903496?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=Hanajeonqw-

swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy

paeeiztaekook

سلام سلام بعد از مدت‌ها
          
          حالتون چطوره دونه‌برفای من❄️
          
          اومدم بگم به زودی با افتر استوری ♧ کارامل ♧ قراره بیام پیشتون
          
          
          امیدوارم مثل کارامل ازش حمایت کنید.
          
          پاییز دوستون داره♥️♥️♥️

writerMisha

وااای خداااا منتظرشمممم
Reply

paeeiztaekook

@paeeiztaekook ای جااااان دلممممممم مهربونم نه قشنگم تاریخ مشخص نکردم منتظرم چند پارت بنویسم بعد
Reply

writertaekook

پشمام بهترین خبری بود که شنیدم خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی  اینکارو کنی فقط تاریخ مشخصی داری برای  اپش؟؟
Reply

paeeiztaekook

 بشتابید بشتابید خبر دارم چه خبری
          
          از امشب فیکشن جدید  ♡ شیما ♡ داخل چنل تهکوک واتپد آپ میشه
          
          از نظر تهیونگ عوارض افسردگی شبیه بود به یک خواب بیخیال و راحت درست دم دمای یک صبح پاییزی. زمانی که صدای برخورد قطره های بارون با شیشه توی اتاق خوابِ پنت هاوسش میپیچه و رنگ هوا کمی خاکستری و گرگ و میشه و سئول توی یک مه غلیظ فرو رفته. و اون، تماما برهنه روی نرم ترین تخت دنیا در حالی که پتو رو تا زیر چونه بالا کشیده در آغوش گرمای دلچسب تخت خوابش فرو میره و پلکهای سنگینش بیخیال از همه جهان گرمِ خوابی عمیق تر میشه...
          
          جونگکوک : من میخوام به دنیای تاریکت نزدیک شم مهندس، میخوام ساید سیاهتو ببینم 
          
          تهیونگ: تو براش خیلی نرم و لطیف و سفیدی جونگکوک… بهش نزدیکم نشو
          
          
          
          ⋆⸙‌۪۫@taekookwatttpad⸙‌
          
          
          
           : 
           : /
           : ,,
           :
          
                 "روز های آپ این فیک شنبه ها یکشنبه ها"            
          
                  
          
          
          
          
          ⋆⸙‌۪۫@taekookwatttpad⸙‌۪۫⋆
          

paeeiztaekook

سلام برگای پاییزی قشنگم
          خیلی ممنونم ازتون برای نگاهتون به ملودی من 
          امیدوارم لایق نگاه قشنگتون باشه
          
          ملودی برای من خیلیدبا ارزش چون بر اساس داستان کاملا واقعی نوشته شده....
          مرسی که به شخصیت‌ها زمان میدین برای ابراز خودشون.
          و برای پایانش باید بگم یکم که استراحت کنم با افتر استوری برمی‌گردم 
          چون احساس کردم ماجرای جیمین و چانیول و همینطور سوهو برای خیلیا هنوز تو هاله‌ای از ابهامه.
          
          بوسیدن روی ماهتون

IELAORIGINAL

☆☆☆MyBoi
          ایج‌گپ/ خشن/ دارک‌ رمنس/ بوکس/ اروتیک
          
          ••• بعد از پنج سال چشیدن طعم شهرت، موفقیت بی‌حد و مرز و سکس با هرکسی که دلش می‌خواد، تهیونگ، بوکسور بزرگ و با استعداد سئول، خیلی زود می‌فهمه دوباره سر و کله‌ی وحشی‌ترین رقیبش پیدا شده...
          جئون، هیولای خونخوار قفس، قبل از شروع مسابقات مشغول آزار دادن بی‌رحمانه‌ی شاگردهای تهیونگ می‌شه و در عوضِ بس کردن فقط یه چیز از تهیونگ می‌خواد...
          
          - بهم دست نزن!
          + پس چطوری به فاکت بدم؟
          
          https://www.wattpad.com/story/401741566?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=IELAORIGINAL