paeeiztaekook

بفرمایید سناریوی جدید💜

Hanajeonqw-

درود عزیزم،متاسفم مزاحم شدم ولی خوشحال می‌شم نگاهی به این نیمچه داستان هم بندازی.
          
          
          
          "فقط سعی دارم به زخم‌هات مرهم بزنم،همین"
          "مرهم بزنی یا به این بهونه لمسم کنی، آلینِ جنگجوم؟"
          
          https://www.wattpad.com/story/397903496?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=Hanajeonqw-

swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy