park1995y

های
          	چطورین خب ما تصمیم گرفتیم صدای شیطان رو برای یک تغییر اثاثی به صورت فعلی توقف بزنیم( این خیلی طول نمیکشه ولی بازم زمان بره) که این تغییرات درواقع تصمیمی گیریه ما برای تبدیل کردن اون به یه مجموعه داستانه که تمام اینها به هم متصلند 
          	خبر دیگه خیلی زیاد حرف زدم ما میریم و بر میگردیم
          	باییی

park1995y

های
          چطورین خب ما تصمیم گرفتیم صدای شیطان رو برای یک تغییر اثاثی به صورت فعلی توقف بزنیم( این خیلی طول نمیکشه ولی بازم زمان بره) که این تغییرات درواقع تصمیمی گیریه ما برای تبدیل کردن اون به یه مجموعه داستانه که تمام اینها به هم متصلند 
          خبر دیگه خیلی زیاد حرف زدم ما میریم و بر میگردیم
          باییی

Evil_Queens3

از یک چیز مطمئنم؛ شاید اسمش رو بذاری خود شیفتگی، اما من فقط برای مهارت های خودم و وقت شما ارزش قائلم. میدونم بچم قراره دلت رو ببره پس بهش سر بزن. دیدن اسم اکانتت توی جمعمون خوشحالم میکنه. بعد از خوندن این فیک حس های زیادی سراغت میاد اما قطعا پشیمونی یکی از اونا نیست!
          I think you'd like this story: " " by Evil_Queens3 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/373528674?utm_source=android&utm_medium=org.thunderdog.challegram&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Evil_Queens3

park1995y

هایییی یورا صحبت میکنه توت فرنگی های قشنگم جسیکا گفته
          لطفا با کامنتهای قشنگتون بهم انگیزه بدین ۰۸۰ و گرنه قهر میکنم باید خودتون پارت بنویسین 
          اره دیگه
          بهش انرژی بدین قهر نکنه وگرنه من مجبور میشم نازشو بکشم
          بایییییی
          (∩´∀`∩)