پارت جدید آپ شد
برین ووت بدبن کامنت بزارین
بچهها اگر که ببینم همچنان کسایی هستند که داستانمو بخونن در واقع داستانهامو چون قصد دارم که اگر حمایت ببینم ازتون داستان دیگهای رو هم به اشتراک بذارم براتون که ژانر دقیقشو هنوز کامل مطمئن نیستم ولی خب فکر میکنم چیز خوبی ازش در میاد
سلام بچهها خیلی دلم براتون تنگ شده بود حقیقتاً فکر میکنم نزدیک یک سالی میشه شاید ۱۰ ماه حتی که من پارت جدیدی آپ نکردم هر بهونه یا هر دلیلی که براتون بیارم اصلاً قابل قبول نیست و حق میدم اگر ازم ناراحت باشین حقیقتش اولش خودم تصمیم گرفتم به خاطر شرایط سختی که برام به وجود اومده بود دیگه پارتی آپ نکنم با اینکه هر بار که دیدم حتی یک دونه کامنت برام میذارین کلی ذوق میکردم ولی به دلیل شرایطی که داشتم مجبور شدم برم ولی بعد تقریباً شاید یکی دو ماه بعد که خواستم برگردم و دوباره براتون پارت بزارم متوجه شدم که یه مشکلی پیش اومده که مربوط به اکانت و ایمیلم میشد و هر چقدر تلاش کردم دیدم که نمیتونم وارد وات پد و اکانت قبلیم بشم و حتی نمیتونم اکانت جدیدی بسازم و مشکلاتی که پیش اومد مثل جنگ و غیره حتی این شرایطو بدترم کرد امروز بعد از مدتها دوباره برای ایمیلم پیامهایی که داشتم اومد و من اولین کاری که کردم این بود که واتپتو دوباره دانلود کردم و اومدم تست کنم ببینم میتونم وارد بشم و بهتون قول میدم خیلی خیلی سریع قراره پارت جدید داشته باشیم
عشقِ یک آدمکش
«سه سال از آن حادثهی ناگوار میگذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگیاش کنار بیاید. چه میشد اگر سر و کلهی یک ناجی در زندگیاش پیدا میشد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
Couple: kookv, yoonmin
Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
بخشی از فیکشن:
تمام بومها رو روی زمین میانداخت و داد میزد... از اعماق وجودش.
دست خونینش رو بالا آورد و چونهی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
- ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=swan7boy