یه زمانی اینجا قشنگترین ادما و بهترین دوستا و پاک ترین عشقو تجربه کردم …
امروز تو زمان حال بابت پشت کردن به همهی اینا حالم از خودم بهم میخوره…!!
یه زمانی عهد کردم مقاومت کنم و دلیل محکمی براش داشتم اما بازم فک کردم شاید من واقعا احمقم و والدینم دارن تلاش میکنن بهم اینو بفهمونن
اما زمان حال شدم کسی که اونا میخواستن … ولی با یه تفاوت بزرگ…«یه دلشکسته»
نفرت انگیزه!!نه ؟! …
حتی نمیتونم به قبل برگردم یا درستش کنم تا مثل قبل بشه چون نه من نه اونایی که میشناختم دیگه مثل قبل نمیشن …!!!
واسه همینم حالم از خودم بهم میخوره..!!!
کاش میشد…