XDXDdady

های هانی 
          
          معذرت بابت اینکه بی اجازه وارد مسیج بوردتون شدم
          خوشحال میشم اگر دوست داشتی به این بوک سر بزنید
          امید وارم خوندنش حالتو خوب کنه لاو؛)
          و با ستاره های ووتاتون حمایتش کنید✨⭐️
          اگرم دوست نداشتی فدای سرت بیب :)
          
          
          ~به نام او
          
          جونگکوک یه هایبرید خرگوش ( که توی زندگی اونا هایبرید،! موجودی جدید و ناشناخته است ) که با نامادریش زندگی میکنه 
          پدر مادرش رو طی یه اتفاقی از دست داده 
          که یک روز برای فرار از خونه ی نامادریش!
            به زندگی جدیدی وارد میشه..! 
          
          ••••••••••
          
          تهیونگ آدم بی اعصابیه که صاحب یه شرکت مد و فشن معروفه و یه بار...که هزار خلاف برای زیاد کردن پولهاش انجام میده ...از برده ی جنسی کردن مدل هاش تا شکنجه دادن ادمای دیکی پولدار
          
          https://www.wattpad.com/story/314289102?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=taekookAreel&wp_originator=DkuBYZ6DC3NH9EY2%2BGCZDR6wSluP7piqLBWf8vTVXuhaAXMcvs89RiwEGFtMBgXBbBkKmHYq%2FUd45HNDCY9ZufRUvLysOwuY1Nc4VBT6cu%2BEkyR3d%2F5EKeotryWBpUs4
          
          ممنون از حمایتتون ♡●♡●♡

tarannom2003

_هی غر نزن و تکون نخور تا کارم تموم بشه
          
          +اِاِاِ ببین چجوری حرف میزنه ادبت کو بچه... الان تو همونی نبودی که میگفت از دستم عصبانیه؟؟ الان یه ساعته منو کاشتی اینجا نمیگی میخوای چیکار کنی من...
          
          _هیسسس هیونگ اینقد حرف نزن صورتت تکون میخوره...یه لحظه نمیتونی غر نزنی؟
          
          +باشه من خفه میشم...ولی یادت باشه به خاطر این بی ادبیت قراره تنبیه بشی جئون
          
          _باشه یادم هست حالا فقط تکون نخور و به من نگاه کن هیونگ باشه؟
          _______________
          
          میشه لطف کنی و پیج نویسنده رو فالو کنی با خوندن و ووت دادن به فیک خوشحالمون کنی گلی؟*_*♡
          به حمایتتون نیاز داریم~
          یه داستان شیرین با کاپل تهکوک 
          
          https://www.wattpad.com/story/281552318?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=tarannom2003&wp_originator=VTSlDsP0KeafBuw1BXEgbUGs7q%2BKV9bq3JgwobXkoutveSR23rMtV2ksXmm74eMDnePrUtKAJfHzNxg1F33BTe7ktqAbfGcz%2BC7BYuvRJ8d%2FOZgpzHq7zQfr7NGs%2FV3h

vkookiot7

خلاصه :
          جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!!
          از نظر خودش خدای بدشانسیه . طی اتفاقاتی خانوادش اونو طرد میکنن .
          اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه"بشه!!!
          ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه :
          ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛
          این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.https://www.wattpad.com/story/302954238?utm_source=android&utm_medium=whatsapp&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=vkookiot7&wp_originator=d1ERCw4W6hOEGcaR3iE%2FHl3tyeRGFFxgRquA0JGstzqWKNhrWHWflD5F2lIR5W66WUvGZp8wMZSLVfnDs90ukZ4rJCVGkB6uJQpNkZvY6192%2Bq%2ByFlvsdm%2B3igtbdR8s
           سلام لاو
          ما تازه شروع به نوشتن این بوک کردیم و از حمایتت بینهایت ممنونیم!
          سناریو خیلی جذابی داره و روش خیلی کار شده.
          مطمئنم که از خوندنش پشیمون نمیشی!
          یه سر بهش بزن امیدوارم لذت ببری

yadegar

های آبنبات⁦(。♡‿♡。)⁩
          
          میدونم بی اجازه وارد مسیج بردت شدم⁦(✯ᴗ✯)⁩
          
          ولی میشه به سومین بوکم سر بزنی^~^
          
          ممنون خیدافیظ⁦◉‿◉⁩
          
          https://www.wattpad.com/story/300054943?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=yadegar&wp_originator=jslKX22loyv0d%2BgLbSbcS0KHkGiW9CA21bcs67jMXeP2u0HiI6rygvrv2xbVQgQSqC3j7sR7ZqoV8%2F25RpPzUeq6Zj5ECNFj1FVlgFS6VoZQKC5ZqHlcH17mdLWAeqc5

anam_vkooker

هایی
          ممنون برای اینکه تراست می رو میخونی و بهش ووت میدی:>

anam_vkooker

@shahramazimi 
            ایگوو قلبممم خببب 
            خوشحالم که دوسش داشتیی کیوتیی
Reply

shahramazimi

@anam_vkooker مگه میشه فیکی به این بامزه گی رونخونده (ʘᴗʘ✿)
Reply

littleHosna

shahramazimi

@Hosna_Army947 بیبی من کوکوی نمیخونم ولی موفق باشی
Reply

titi09304426090

I think you'd like this story: "°second life°" by titi09304426090 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/288921135?utm_source=android&utm_medium=com.whatsapp&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=titi09304426090&wp_originator=ked280XeYGZBsbSo8nPfp4K%2BlGK%2B%2BHI5C3C6wSGcXNL6yn6Egzx324SSraUJzSFiBEKPRbwPqxSMemCfFkF3i3LyS1VoaQLiPPo0cYU%2FNNE98miyF4d9zsxJ%2FDwGvVJp
          
          - اینجا کجاست 
          
          درحالی ک سرمای نگاهش نگران کننده بود لب زد : جایی ک بهش تعلق داری 
          
          - چی؟! ... من...منظورت چیه
          
          +اینجا جاییه که تو باید میخوابیدی... ن هانای من
          
          - ته...تهیونگ چی میگی؟! 
          
          + خیلی واضحه جونگکوک...خواستم طعم مرگ و بچشی.. حالا برام مردی
          
          -ولی.... تو من و گول زدی
          
          + هاه.... تو باور کردی داستانای عاشقانه منو؟! 
          
          - عوضی
          
          + بلند تر بگو نشنیدم.. 
          
          - چرا.. فقط بگو چرا
          
          + احمق کوچولو

shayllllin

shahramazimi

@shayllllin  بیبی من فیکت رو قبلا خونده بودم تا تهش منتظر م تا جدید رو اپ کنی (ʘᴗʘ✿)
Reply