وضعیت: درحال نوشتن...️
گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من»
و بالاخره بعد از مدت ها، پارت بعدی آپلود شد؛
زودی بیا اینجا تا نذاریم فیک دوباره متوقف بشه♥️
https://www.wattpad.com/story/329186737
I will never forget you
من هیچ وقت فراموشت نمی کنم❄️
«وقتی آتش و یخ عاشق میشوند...»
در جهانی پارهپاره از دود، درد و دشمنیهای کهن، دو شاهزاده در لباس جنگ به مصاف یکدیگر میروند... بیآنکه بدانند سرنوشت، طرحی دیگر در سر دارد.
شمشیرها میدرخشند، زخمها میسوزند، اما در میان شعلهها، دستی دراز میشود و عشقی ممنوعه، از دل نفرت زاده میشود.
از درون جنگ و خون، صلحی ممکن است پدید آید... اما بهایش چیست؟
این داستان عاشقانهایست در دل ویرانی، قصهی قلبهایی که میان آتش و یخ، تاریکی و نور، باید انتخاب کنند...
و شاید... عاشق شوند.
: "A Legend of Ice and Fire #افسانه_ی_یخ_و_آتش
by Supernatural313 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/249415580?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger.web&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=Supernatural313
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.